بانک کتاب ثبت لینک
بستن تبلیغات [X]
قدرت : بی همتا

بی همتا

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

    کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات مربوط به انسان

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

موضوعات

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 108
  • بازدید دیروز : 48
  • بازدید این هفته : 354
  • بازدید این ماه : 2059
  • بازدید امسال : 43318
  • بازدید کل : 56133
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد کل مطالب : 647
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!

نت پیانو نت ویولن نت سنتور نت گیتار

من کیستم

۳۹۸- من بزرگترین متعجب کننده تاریخ و تنها کسی هستم که در این دوران, بشریت را از بی حسی و کرختی و مردگی خارج می کنم و به حیرت می اندازم و آنها را وادار به تفکر و سؤال می کنم. من بزرگترین عادت شکن جهانم: بزرگترین متقی.


۴۰۱- قدرتی جز در صدق نیست و صادقترین انسان قدرتمندترین انسان است. صدق و دلیری امری واحد است. و من قدرتمندترین انسان دورانم زیرا صادقترینم.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب هستی بایستی



برچسب‌ها: صداقتقدرت

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 5 فروردين 1397

قدرت و معرفت

قدرت و معرفت

انسان بدین دلیل تنھا حیوان فکور و دارای اراده به فھمیدن و گرایشات متافیزیکی است که در آن واحد

حریصترین و ضعیف ترین حیوانات است که این دو ویژه گی نیز رابطه ای متقابل دارند یعنی حرص

موجب ضعف می شود و ضعف ھم حرص را تشدید می کند .انسان به لحاظ عقل غریزی جھت تنازع بقا نیز

ضعیفترین حیوانات است یعنی نادانترین و ناتوانترین حیوانات در قلمرو ارضای نیازھای حیاتی خویش

است و این انگیزه تفکر و اراده به فھمی برتر از حیات حیوانی و گرایش ماورای طبیعی در انسان است. به

ھمین دلیل آدمھای ثروتمند تر نیاز کمتری به تفکر و متافیزیک دارند و لذا لامذھب ترند. و اگر در عصر مدرن

ھم شاھد کفر جھانی بشر ھستیم به دلیل بی نیازی و قدرت و ثروت و رفاه بیشتری است که از بابت

علوم و فنون عاید بشر شده است و به ھمین دلیل در دھه ھای اخیر که نا امنی ھا و بیماریھا و ھراسھا

و ھلاکتھای جدیدی از بطن علوم و فنون جدید پدید آمده یکبار دگر شاھد گرایشات متافیزیکی و معنوی

البته در طبقات فقیرتر ھستیم.

از این دیدگاه می توان به فلسفه ریاضت و زھد و تقوا درمردان حق آگاه شد. آنھا با انتخاب فقر و ضعف

در واقع آگاھانه خود را در شرایط تفکر و معنویت و مکاشفات ماورای طبیعی قرار می دھند. پس اراده به

قدرتی برتر و متافیزیکی محصول درک اشد ضعف در حیات فیزیکی است و این منشأ اراده به فھم و

معرفتی روحانی است . بقول نیچه اراده به قدرت علت العلل ھمه فعل و انفعالات انسان است و لذا میل

به دین و عرفان و متافیزیک نیز معلول اراده به قدرت معنوی و ماورای طبیعی میباشد تاضعف فیزیکی

را جبران کند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص148


برچسب‌ها: قدرتشناختضعف و ناتوانیتنازع بقاریاضت

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 22 بهمن 1396

کدام آبرو را می پسندید ؟


کدام آبرو را می پسندید ؟

آبرو یعنی محبوبیت .
و از میان تمامی صفات انسانی شاید بتوان گفت که تنھا صفتی که ھمیشه از چشم مردم ارج نھاده شده
و حرمت آفرین بوده است ھمانا قدرت بوده است .
بشر ھمیشه از ضعف چه در خود و چه در نزد دیگران منزجر بوده است و تمامی تلاشھای بشر در طول
زندگی کسب قدرتھای متفاوت است : قدرتھای معنوی و قدرتھای مادی .
در دوران سنّت به سبب اینکه بشر در مقابلۀ با بلایا و مصائبی که از بیرون بر وی وارد میشد ، ضعیف بود،
به خداوند و قدرتھای معنوی برخاسته از نزدیکی با وی نیازمند بود و به تمامی کسانی که دارای چنین
قدرتھای معنوی بودند حرمت می گذاشت. حرمتی که برخاسته از ضعف خود و قدرت آنان بود. اما با رشد
علوم وتکنولوژ ی به میزانی که بشر خود را در مقابلۀ با بلایا و مشکلات بیرونی ، قدرتمند یافت دیگر از
خداوند و قدرتھای معنوی برخاستۀ از وی بی نیاز شد و ھمین بی نیازی ، وجود صفات معنوی را برایش
بی ارزش ساخت .
در دوران سنّت دو گروه افراد در نزد مردم دارای آبرو و حرمت بودند :
١- حاکمان و شاھان که دارای قدرتھای دنیوی بودند .
٢-مؤمنان که دارای قدرتھای معنوی بودند .
و عامه مردم با رو کردن به این دو گروه تلاش می کردند که مشکلات و مسائل خود را حل و فصل کنند .
اما در دوران مدرنیته بواسطۀ پیشرفت علوم و تکنولوژ ی، کسب قدرتھای دنیوی امری ھمه گیرشد و ھر
کس بواسطۀ تلاشھای دنیوی خود می توانست به این قدرتھا دست یابد و سپس با کسب این قدرتھای
دنیوی که در میزان پول متمرکز بود بر تمامی بلایا و مشکلات بیرونی خود فائق آید و ھر چه علوم و
تکنولوژ ی پیشرفته تر گشت تکبر بشر و بی نیازی وی از خداوند و معنویت نیز بیشتر گشت و تمامی آبرو
در میزان قدرت دنیوی متمرکز شد .
بطور مثال اگر ما ملاک آبرو را در کشورھای پیشرفته ایی چون آمریکا با کشورھای جھان سوم چون ایران
مقایسه کنیم بطور واضح می بینیم که در این کشورھای پیشرفته، ملاک آبرو تنھا پول است اما در
کشورھای جھان سوم ھنوز ملاک ھای معنوی برای کسب آبرو کاملاً از میان نرفته است و حداقل در
شھرستانھا ھنوز داشتن صفات دینی و انسانی تا حدی آبروآفرین است اما ھرچه به سمت شھرھای
بزرگتر و پیشرفته تر می رویم ملاکھای معنوی کم رنگ تر می شود . در واقع باید گفت در دوران سنّت ھر
فردی در کسب صفات انسانی و فضایل دینی می توانست دارای دو نیت باشد : کسب آبرو در نزد خدا و
کسب آبرو در نزد خلق خدا. اما در دوران مدرنیته با رشد علوم و تکنولوژی ،خداوند شرایطی فراھم کرد
که نیت ھر فردی در کسب فضائل دینی تنھا تقرب به خداوند باشد و بدینگونه راه اختلاط خدا و خلق را
برای بشر بست و تنھا نیت خالصانه را که تنھا او را مد نظر داشت پذیرفت. و بدینگونه امروزه ھر بشری
براحتی میتواند تکلیف دین داری و بی دینی خود را مشخص کند زیرا فردی که برای محبوبیّت و آبرو در نزد
مردم تلاش می کند برای رسیدن به این آبرو که ھمان کسب قدرتھای دنیوی است ناچار است که دروغ
بگوید ، دزدی کند ، خیانت کند و... و کسی که برای کسب آبرو در نزد خداوند تلاش می کند که حاصل این
آبرو وجود صفاتی چون صداقت و پاکی ،تواضع و.. است باید بداند از چشم مردم بی آبرو می شود زیرا
امروزه ما در دورانی زندگی می کنیم که صداقت و پاکی را حماقت و بلاھت و جنون می خوانند .
به ھر حال بشر برای زندگی در دنیا نیازمند احساس وجود است و احساس وجود نیز حاصل محبوبیت
است یعنی حاصل آبرو که این آبرو یا در نزد خداست و یا خلق خدا . در دوران سنّت، آبرو داری در نزد خدا
و خلق مخلوط بود اما در دوران مدرنیته شرایطی فراھم آمد که بین این دو آبرو تفکیک انجام شد و این دو
آبرو در تضاد با ھم قرار گرفتند .
کسی که می خواھد در نزد مردم آبروداری کند آبرویش در نزد خدا می رود و کسی که می خواھد در نزد
خدا آبرو داری کند در نزد مردم آبرویش می رود .
اما شما کدام آبرو را می پسندید؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 197


برچسب‌ها: آبرومحبوبیتقدرتپول

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 6 فروردين 1396

سخنی با جوانان (ساعتی در خود نگر تا کیستی)



سخنی با جوانان

(ساعتی در خود نگر تا کیستی)


یک جوان حدود بیست ساله ، زنده ترین ، پاکترین ، و ھوشیارترین موجود عالم ھستی است . عشق و

ایمان و قدرت ادراک و جھان بینی و حق پرستی بطور فطری در وجودش در حال غلیان و جوش و خروش

است . جوانی به این معنا یک ارزش الھی و روحانی است و لذا ھمۀ اھل جنت جوان می شوند و در

جوانی جاودانه می گردند . حضرت رسول اکرم (ص) در گزارشی از معراجش، جمال پروردگار را به یک

مرد جوان تشبیه نموده است . جوانی در گوھره اش دارای کمال است و مطلق را می جوید و آنکه این

گوھره را به راه عشق و معرفت بکشاند آن را به بار نشانده و جاودانه ساخته است . و آنکه آن را به

غفلت و بازی بگذراند جاودانگی را به ھدر داده است که احیای دوباره اش به ھزار جان کندن است که

بندرت ممکن می آید .

پس شما ای جوانان ، جاودانگی خود را به بازی نگیرید که برای بازی آفریده نشده است . این گوھره را در

بازار آزادیھای احمقانه ھدر ندھید و قدرش را بدانید که جوانی شما الوھیّت شماست .

بدانید که ھیچ راه وروشی ھمچون خود شناسی قادر نیست که این گوھرۀ الھی را شکوفا سازد و

ھزاران ثمر ببار آورد . جوانی را دریابید تا ھرگز به کھولت نرسید . ھیچ چیزی چون بازی این گوھره را حیف

و ھدر نمیکند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 180


برچسب‌ها: جوانانپیریهوشقدرت

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : سه شنبه 28 دی 1395