بانک کتاب ثبت لینک
بستن تبلیغات [X]
طلاق : بی همتا

بی همتا

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

    کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات مربوط به انسان

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

موضوعات

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 102
  • بازدید دیروز : 13
  • بازدید این هفته : 284
  • بازدید این ماه : 5676
  • بازدید امسال : 38269
  • بازدید کل : 51084
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد کل مطالب : 616
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!

نت پیانو نت ویولن نت سنتور نت گیتار

معنای طلاق

معنای طلاق

و در هیچ عرصه ای همچون زناشوئی، عشق و منطق به چنین ورطه ای از امتحان و تباهی و تعالی نمی رسند. به همین دلیل است که حتی آنچه که طلاق نامیده می شود نه بمعنای نابودی رابطه زن و شوهر است بلکه همانطور که واژه « طلاق » نشان می دهد به معنای « مطلق » شدن این رابطه است یعنی پاک و ناب و جاودانه شدن. و این عشق است که از دام ماده رهایی یافته است تا انسان مخاطب خود را نیز نجات دهد...

. بنابر این کسی که همسر یا معشوق را مقصر و گناهکار و خائن می داند به همان شدت که ابله است و دروغ می گوید راست نیز می گوید. در اینجا حقیقتی طلسم گونه قرار دارد که بسیار فراتر از راست و دروغ است و بسیار فراتر از اینکه حق با کدامیک از طرفین است. و فقط یک عارف عاشق از پس این حقیقت بر می آید یعنی کسی که راستی این دروغ و دروغ بودن این راستی را می بیند و از آن فرا می رود.


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب شناخت شناسی ص ۷۹



برچسب‌ها: طلاقعشقخیانتزناشوئی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : دوشنبه 20 فروردين 1397

زن و خانواده و عاطفه

زن و خانواده و عاطفه


۱۲۱- زنی که استقرار در خانه را در شأن خود نمی داند اصلاً همسرش را در شأن خود نمی داند وچنین زنی آشکارا کافر است و مشغول جنگ با خداست. پس عذابش خروج از خانه است و تن دادن به حمالی و بیگاری و جلوه گری و هرزگی در بازار تحت هر عنوانی که باشد اشتغال یا تحصیل علم و هنر و امثالهم. زیرا زنی که براستی شوهرش را در شأن خود نمی داند بایستی طلاق بگیرد و برود دنبال شوهری که لایقش باشد نه اینکه بماند و دسیسه و خیانت کند آنهم تحت عنوان ایثار بخاطر فرزندان که دروغی بزرگتر است. زیرا زنی که شوهرش را لایق خود نمی داند بی تردید به فرزندانش هم کمترین عاطفه ای ندارد و این یک قانون طبیعی است. این قاعده در باره مردان نیز صادق است.


۱۲۳- امروزه در جامعه ما تقریبا اکثر قریب به اتفاق زنان و مردان، همسران خود را درشأن خود نمی دانند به لحاظ مادی یا معنوی. واین واضحترین نشانه حاکمیت کفر پنهان در خانواده هاست که منشأ همه مفاسد است ...


استاد علی اکبر خانجانی

کتاب آخرالزمان خانواده " تمدن بچه ننه"


برچسب‌ها: کفر پنهان در خانوادهطلاقازدواج مجددخیانت

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : شنبه 11 فروردين 1397

آیا می دانید....


آیا می دانید....


*آیا می دانید که ھیچ چیزی را به یقین نمی دانید؟

****

*آیا می دانید اکثر قریب به اتفاق زنانی که طلاق می گیرند ھرگز از دست شوھرشان کتک نخورده اند؟

****

*آیا می دانید ھمۀ جنایتکاران خود را بیگناه می دانند ؟

****

*آیا می دانید ھمه کسانی که در عذابند در نزد وجدان خود آنرا بر حق می دانند ؟

****

*آیا می دانید که قیامت در حال بر پا شدن است؟

****

*آیا می دانید که ھمۀ انسانھا از خدا راضی ھستند؟

****

*آیا می دانید ھیچ زنی بخاطر فقر به تن فروشی نمی پردازد؟

****

*آیا می دانید که ھمه وسواسی ھا آدمھایی بسیار بی نظافت ھستند؟

****

*ایا میدانید که خداوند در آسمان نیست بلکه بر روی زمین است؟

****

*آیا می دانید که ھیچکس بواسطۀ گرسنگی بیمار نمی شود؟

****

*آیا می دانید که ھیچ پزشکی خودش را مداوا نمی کند؟

****

*آیا میدانید که بدون تلویزیون اکثر زناشوئی ھا از ھم می گسلد؟

****

*آیا می دانید که ماھیت نھائی ھر معنایی کاملاً وارونه است؟

****

*آیا می دانید که عشق حاصل اشدّ ضدیت است؟

****

*آیا می دانید که شما بار دوم است که بدنیا آمده اید؟

****

*آیا می دانید که اگر به پزشک رجوع نکنید بیماری شما بتدریج علاج می شود و ھیچ از عمرتان نمی

کاھد؟

****

*آیا می دانید که روزی خداوند خالق را دیدار خواھید کرد؟

****

*آیا می دانید که روزی شما ھیچ ربطی به کار کردن شما ندارد ؟

****

*آیا می دانید که کفر ھمان زندگی دل بخواھی است؟

****

*آیا می دانید که بیماری تن موجب سلامتی روان است؟

****

آیا می دانید که« واژه » (کلمه ) به معنای وارونگی است؟

****

*آیا می دانید که « سیاست » از ریشه « سیئه » به معنای بدی و شرّ است؟


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 8



برچسب‌ها: طلاقتنبیه بدنیعذاب وجدانسیاست

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : پنجشنبه 7 دی 1396

مهر جدائی

مهر جدائی

عموم آدمھا جدائی ھا را به حساب عداوت می گذارند و لذا از طرف مقابل خود کینه می کنند در حالیکه

اتفاقاً این جدائی ھا میتواند مھلت کینه زدائی باشد و از راه دور پاکترین دوستی را خلق کند و این دوستی

را توشه آخرت ارتباط ابدی بین آدمھا نماید زیرا آتش دوزخ چیزی جز آتش کینه نیست و نسیم بھشت ھم

جز رایحه محبت نیست. آنکه شدیدتر دوست میدارد باید زودتر جدا شود . این بزرگترین راز خلقت انسان

است.

انسان اگر بداند و بفھمد و تصدیق کند که واصل و فاصل رابطه ھا خداست آنگاه در راز ھر وصل و فراقی

می اندیشد و به حکمت زندگی آگاه شده و از ھیچکس ھم کینه نمی کند. آدمی اگر قرار است کسی

را مقصر بداند و از کسی ھم کینه کند بھتر است آن کس خدا باشد زیرا خدا بسیار مھربان است و حکیم. و

این گناه را عفو می کند و انسان را ھم از اینکه به او پناه برده و او را وکیل خود ساخته، اجر می دھد.

آدمھا ھمه مخلوقند. و این بدان معناست که کلیه امیال و افکار و کردارھای آدمھا ھم جنبه ای از جریان

خلق شدن آنھاست. بنابراین عامل و فاعل ھر امری خداست. و کسی که خدا را در زندگی خود درک کند

از ھیچ کس و چیزی نمی رنجد و کینه نمی کند. و خدا را ھم به رحمت و حکمتش میستاید و بدینگونه از

این مسافر خانه حیات دنیا، کوله باری از رنج و کینه و نفرت وحسرت به ارث نمی برد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 180


برچسب‌ها: جدائیقهرطلاقکینهانتقامآشتی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : جمعه 21 مهر 1396

زن و پول

زن و پول

زنانیّت زن یعنی رحمت و لطافت وجودی اش یعنی ھمسریت و مادریتش، دشمنی شقی تر از پول زدگی

ندارد . ابتلای به دنیا و دنیا پرستی که معمولاً در حد پرستش لوازم خانه و دکوراسیون است برای ھلاکت

روح زنانگی کافی است تا چه رسد به اینکه به اموال و املاک بیشتری ھم مبتلا شودو برای خود درامد و

تجارت و پس انداز مستقلی ھم داشته باشد . در اینجا سخن بر سر حقوق اقتصادی زن نیست بلکه بحث

بر سر حقوق روحانی اوست .

تجربه بشری در ھمه جای زمین نشان می دھد که ابتلائات مادی برای زن ھمچون جذام روح است و

قلبش را می میراند تا ان حد که چشمانش را نسبت به فرزندانش ھم کور می سازد . بیھوده نیست که

خداوند مسئولیت معشیت زندگی زن را به مرد سپرده است تا وی حتی مبتلا به نیازھای مادی خودش

ھم نباشد و بتواند خانه را بعنوان ھسته اولیه جامعه مھد محبت و معنویت و لطافت سازد و زنگار دنیا زده

گی را از مردش ھم بزداید .

زن به تجربه و آزمون وجودی خودش به یقین می داند برای معشیت خود مطلقاً نیازی به کار کردن و

اشتغال مستقیم به امور مادی ندارد و از این بابت جای ھیچ نگرانی ھم نیست زیرا مرد محبوبش بسیار

بیشتر از خود او نگران آسایش و سلامت و آتیه اوست . ولی مالیخولیایی بنام پول من ، شغل من ، اداره

من ، و حساب بانکی من ، او را کور و کر و دیوانه می سازد و گاه برای دستیابی به این جنون به آسانی

پای بر روی سعادت و آسایش نقد خود می گذارد و برای بچه ھایش ھم پشیزی ھم قائل نمیشود . این

بزرگترین طاعون زن مدرن است و دامی است که نظام سرمایه داری پیش پایش پھن کرده است و تحت

عنوان آزادی و استقلال او را به لحاظ جسمی و روانی و جنسی مفت و مجانی استثمار و غارت میکند .

زن عاقل کسی است که حتی پول جیبی ھم با خودش حمل نمی کند و برای خودش جداگانه ھیچ پس

اندازی نمی سازد . انچه که مرد را بیمار می کند زن را نابود می سازد . مرد ی که می پندارد بواسطه

رشوه و حق حسابھایی مالی به زنش دلش را به دست می آورد او در خطاست بلکه دلش را اسیر پول

می کند و بدینگونه روحش را تبدیل به اشیاء می سازد . مردی که زنش را دوست داشته باشد او را نمی

خرد و برده پول خود نمی کند . تجربه مردانیکه بدین واسطه موجب نابودی زندگی خود شده و حتی زن را

به وسوسه طلاق انداخته اند یک عبرت جھانی است . این از بی ظرفیتی زن نیست بلکه از لطافت روح

اوست و دال بر رسالت ویژه ایی است که خداوند برای ھستی او قائل شده است . قدرت زن ھرگز در

جیب او نیست بلکه متکی به قدرت عشق و عطوفت او به ھمسر و فرزندان است و این بزرگترین سلاح

اوست . قدرت اقتصادی از زن یک دیو می سازد دیوی شوھر خوار و بچه خوار و نھایتاً خود- برانداز و

مجنون . زن پولدار ھرگز زن مھربانی از آب در نیامده است .


از کتاب "دایره المعارف عرفانی" استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 218


برچسب‌ها: اشتغال زنروح زنانگیاستقلال زنطلاق

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 16 مهر 1396

زناشوئی مالیخولیائی ( آخرالزمان زناشوئی)


زناشوئی مالیخولیائی
( آخرالزمان زناشوئی)

آخرالزمان ھویت مردانه ھمانا به آخر رسیدن مرد با مردانگی خویش است ھمانطور که آخرالزمان ھویت
زنانه ھم به پایان رسیدن زن با زنانگی خویش است .
به بیان دیگر این ھمان به پایان رسیدن ھویت مادری زن و ھویت پدری مرد است. و این بمعنای به پایان
رسیدن غیرت در مرد و عصمت در زن است و یا به پایان رسیدن اراده و مسئولیت مردانه در مرد است و به
پایان رسیدن محبت و وظایف زنانه در زن است. و این به پایان رسیدن عمر تاریخی خانواده است. در چنین
وضعی یک خانواده ایده آل و پابرجا در صورتی ممکن می آید که زن یا مرد لااقل یک نفر در خانه نباشد و
بچه ھا نیز غرق در تلویزیون و کلاسھای به اصطلاح ھنری و شبه تقویتی در بیرون باشند. مرد روابط
خودش را دارد و زن ھم روابط خود را و بچه ھا نیز. و ھنگامی می توان فاجعه را شاھد بود که ھمه
اعضای خانواده در خانه باشند وھیچ میھمانی ھم بعنوان سپر بلا و مخفی گاه در کار نباشد و تلویزیون
ھم برنامه جذابی نداشته باشد. و اما نام و عنوان این زندگی بدینگونه تقدیس میشود: عشق، آزادی،
استقلال، ایثار و ...... این مکتب« ھر که برای خودش » می باشد.
و آنچه که بناگاه این ثبات مصنوعی را بر ھم می زند فرزند است که بناگاه مبتلا به جنون و یا فساد و
رسوائی می شود. که البته نام این جنون، نبوغ است و نام این فساد ھم حقوق بشر !

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 118


برچسب‌ها: زناشوییآخرالزمانازدواجطلاقحقوق بشر

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 15 مرداد 1396

آیا می دانید....

آیا می دانید....

*آیا می دانید که ھیچ چیزی را به یقین نمی دانید؟

****

*آیا می دانید اکثر قریب به اتفاق زنانی که طلاق می گیرند ھرگز از دست شوھرشان کتک نخورده اند؟

****

*آیا می دانید ھمۀ جنایتکاران خود را بیگناه می دانند ؟

****

*آیا می دانید ھمه کسانی که در عذابند در نزد وجدان خود آنرا بر حق می دانند ؟

****

*آیا می دانید که قیامت در حال بر پا شدن است؟

****

*آیا می دانید که ھمۀ انسانھا از خدا راضی ھستند؟



****

*آیا می دانید ھیچ زنی بخاطر فقر به تن فروشی نمی پردازد؟

****

*آیا می دانید که ھمه وسواسی ھا آدمھایی بسیار بی نظافت ھستند؟

****

*ایا میدانید که خداوند در آسمان نیست بلکه بر روی زمین است؟

****

*آیا می دانید که ھیچکس بواسطۀ گرسنگی بیمار نمی شود؟

****

*آیا می دانید که ھیچ پزشکی خودش را مداوا نمی کند؟

****

*آیا میدانید که بدون تلویزیون اکثر زناشوئی ھا از ھم می گسلد؟

****

*آیا می دانید که ماھیت نھائی ھر معنایی کاملاً وارونه است؟

****

*آیا می دانید که عشق حاصل اشدّ ضدیت است؟

****

*آیا می دانید که شما بار دوم است که بدنیا آمده اید؟

****

*آیا می دانید که اگر به پزشک رجوع نکنید بیماری شما بتدریج علاج می شود و ھیچ از عمرتان نمی

کاھد؟

****

*آیا می دانید که روزی خداوند خالق را دیدار خواھید کرد؟

****

*آیا می دانید که روزی شما ھیچ ربطی به کار کردن شما ندارد ؟

****

*آیا می دانید که کفر ھمان زندگی دل بخواھی است؟

****

*آیا می دانید که بیماری تن موجب سلامتی روان است؟

****

آیا می دانید که« واژه » (کلمه ) به معنای وارونگی است؟

****

*آیا می دانید که « سیاست » از ریشه « سیئه » به معنای بدی و شرّ است؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 8


برچسب‌ها: طلاقوجدانقیامتتن فروشیوسواس

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : سه شنبه 10 مرداد 1396

یک ادعاي زنان (علت فحشاي زن شوهر دار)

یک ادعاي زنان

(علت فحشاي زن شوهر دار)

ھمۀ زنان مدعی ھستند که شوھرشان موجب فحشاء و فساد اخلاقی آنھا می شوند . این ادعا ھم
درست است و ھم نادرست . درستی این ادعا بدان جھت است که زن میخواھد که شوھرش او را
ھمچون خدا بپرستد و مرید ھوسھای او باشد . در اینجا دو حالت پیش می آید : یا مرد این ارادۀ زن را
تحقق می بخشد که در این صورت نھایتاً بصورت جاکش و دلال زنای زن خود می شود که طبعاً او را
به سمت فحشاء کشانیده است . و یا اینکه تسلیم ارادۀ زن نمی شود و در عین حال او را تحت
نصیحت و ولایت خردمندانه خود ھم قرار نمی دھد و زن ھم از او اطاعت نمی کند و تمکین جنسی
ھم نمی نماید و مرد از خانه فراری شده و چه بسا بسوی ھرزه گی میرود و زن ھم برای انتقام از
او و نیز به قصد اینکه بلاخره مرد دیگری را پرستنده و مرید خود سازد به زنا مبتلا می شود . پس می
بینیم که بر حسب ظاھر در این ھر دو حالت مرد باعث فحشای زن است .
فقط مردانی که زن خود را به قدرت ایمان و عقل خود تحت ولایت خود در می آورند مانع فساد اخلاقی
زن می شوند . و در این صورت اگر زن تسلیم نشد و طغیان نمود او را طلاق میدھند که از این طریق
نیز او را از ابتلای به خیانت و زنا باز می دارند . پس مردی که نه قدرت ولایت بر زنش را دارد و نه
شھامت و صداقت طلاق را دارد مسلماً زن را بسوی فحشاء سوق می دھد.
در اینجا یک سوال دینی و معرفتی قابل طرح است و آن اینکه آیا خداوند در آخرت زن را مسئول
سرنوشت خود قرار نخواھد داد و فقط شوھرش را مؤاخذه خواھد کرد ؟ پاسخ به این سوال از لحاظ
معرفت دینی کاملاً منفی است . و اما از لحاظ عقلانی و بخصوص ادعاھای آزادی خواھانه و استقلال
طلبانۀ زن مدرن ھم زن حق ندارد که مرد را مسئول سرنوشت خود قرار دھد . اینکه زن به لحاظ
سرنوشت بازیچۀ شوھر خود می شود عذاب کفر اوست که نمی خواھد به حقوق و وظایف عقلی و
دینی خود تن در دھد و لذا نیاز جنسی مرد را حربه ایی می سازد تا او را بردۀ خود نماید و ھمین امر

او را به سمت فحشاء می کشاند . پس او خود باعث فاحشگی خود می شود .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 27



برچسب‌ها: فحشای زن شوهردارطلاقآزادی زننیاز جنسی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : سه شنبه 6 تير 1396

راز دلتنگی ها



راز دلتنگی ها

دل آدمی چون تنگ می شود این احساس تنگ و حقیر نمودن دل بدان معناست که یا کسی از دل بیرون رفته
است و لذا دل بھم آمده و کوچکتر شده است و یا یک فرد جدیدی به تازگی وارد شده که جای مناسبی در دل
فرد نمی یابد و بر جداره ھای دل می کوبد تا فراختر شود . این دو احساس تنگ دلی است که بر حسب دو
واقعه کاملاً متفاوت رخ می دھد : سرآغاز یک فراق یا وصال تازه !چه بسا کسی را بظاھر از دست می دھیم با
طلاق یا مرگ و یا قھری که زان پس بر دل ما وارد می شود و این یک نوع احساس تنگی دل است تا در دلمان
جای گیرد و دلمان را فراخ نماید. و گاه احساس دلتنگی حاصل آشنائی نوینی است که می خواھد بر دلمان وارد
شود ولی در دلمان جای نمی گیرد و لذا حتّی در حضورش ھم دلتنگی داریم . این نوعش شامل حال بسیاری از
زناشوئی و یا رابطه والدین و فرزندان می شود که در زیر یک سقف زندگی می کنند . و گاه کسی را ظاھر و
باطن از دست می دھیم و با خروجش از دلمان جداره ھای دل بھم می آید و احساس تنگی می کنیم . دل تنگی
اصولاً در اھل دلی زنده شدیدتر است و چه بسا آدمھائی که ھرگز چنین احساسی نمی یابند، زیرا کسی را
دوست نمی دارند .
و امّا تنگترین دلھا و دلتنگترین آدمھا کسانی ھستند که ھمه کسان و عزیزان و یاران خود را از دست و دل می
نھند و به مقام تفرید و تجرید می رسند و دلشان از ھر غیری پاک می شود تا آن یار ازلی وارد شود . تا قبل
از ورودش این انسانھا غرق در اشدّ دلتنگی می باشند زیرا در حالیکه دلشان به لحاظ قدرت محبّت ظرفیت کل
بشریّت را دارد . ولی کسی در آن نیست و خداوند بواسطه معرفت و جھادشان ھمه را از دل آنھا بیرون می کند
که لایق دوست داشتن جز خدا نیستند . این مرحله از سلوک عرفانی را دورۀ بکاح و کرب و اندوه می نامند که
سالک غرق در دریای حزن است و چه بسا شبانه روز در فراق یاران و عزیزان می گرید . تا آنگاه که آن
محبوب حقیقی و جاودانه در آید و وصال ابدی آغاز شود . و این واقعه مولّد عظیم ترین دل جھان است دلی به
ظرفیّت کل عالم ھستی که ھمه را دوست می دارد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم

برچسب‌ها: دلتنگیسلوک عرفانیطلاق

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : سه شنبه 16 آذر 1395