خرید بک لینک آموزش سگ بانک کتاب پرشین استخر ساخت وبلاگ ساخت استخر نت آهنگ دانشنامه تی تیل خرید فیلم و سریال خرید بک لینک ارزان سئو دانلود آهنگ طراحی سایت آژانس مسافرتی
بستن تبلیغات [X]
سرنوشت : بی همتا

بی همتا

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

    کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات مربوط به انسان

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

موضوعات

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 48
  • بازدید دیروز : 5
  • بازدید این هفته : 53
  • بازدید این ماه : 170
  • بازدید امسال : 170
  • بازدید کل : 1158
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد کل مطالب : 134
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!

چرا کسی کمبود عقل ندارد؟


چرا کسی کمبود عقل ندارد؟


براستی که آدمی و خاصّه انسان مدرن جز کمبود پول ھیچ کمبود دیگری احساس نمی کند . برای این

سئوال دو جواب متضاد وجود دارد . یکی اینکه خداوند به ھمه آدمھا عقل کامل بخشیده است و لذا

ھیچکس احساس نقص در عقل ندارد . در اینصورت پس کاملاً مسئول حیات و ھستی خویش است و باید

خوب و بد سرنوشت خود را به گردن بگیرد . و امّا پاسخ دوم اینست که چون اکثریت مردم احساس کمبود

عقل نمی کنند ھرگز بدنبال رشد عقلانی نمی روند و به ھمین دلیل این ھمه بدبخت ھستند و جھان تبدیل

به دیوانه خانه شده است وھیچ جائی برای عقلا نیست و عاقلان یا محکوم به مرگند و یا در انزوا و سکوت

زندگی می کنند و لذا عقل قاچاق ترین چیزھاست و عقلا نیز ھمچون بھلول باید تجاھل کنند تا زنده بمانند .

بنظر ما این ھر دو پاسخ به ظاھر متضاد درست است و به مثابه دو روی یک سکّه واقعیت بشری است .

خداوند به ھمه عقل کامل بخشیده و درست به ھمین دلیل از ھمه مأخذه می کند . ولی این عقل مثل

کالائی نقد و بیرونی نیست که قابل مصرف باشد و مثل غذا مواد حیاتی را تأمین کند ھر چند که بشر حتی

در امور تغذیه ھم جاھل تر از حیوانات است .

مسئله اینست که عقل مثل یک ذخیره و گنج نھان در گوھره وجود بشر است که بایستی کاویده و استخراج

شود . و اینست معنای این آیات که پس چرا در خود نظر نمی کنید ، چرا در خود تفکر نمی کنید و.... . این

دعوت به استخراج نور عقل است . عقل چیزی نیست که در مدرسه و بازار قابل اکتساب باشد . آنچه که

در مدرسه و کتاب کسب می شود اطلاعات و اخبار گذشتگان است و محصولات عقلانی آنھاست . آدمی با

مصرف میوه درختان ھرگز به بار نمی نشیند و میوه نمی دھد . عقل ھمان علم زیستن است و در مدرسه

علم گذشتگان (اموات) تحصیل می شود . عقل بواسطه خود –شناسی و تأملات درونی ودقت و تفکر در

احوال و امیال و اعمال و تناقضات خویشتن پیدا می شود . کارگاه عقلانیت بشرمعرفت نفس است . بھمین

دلیل علی (ع) می گوید : کسی که خود را نمی شناسد ھیچ چیز را نمی شناسد . و این یعنی فقدان عقل

. بقول علی (ع) عقل و حکمت گمشده انسان است.


از کتاب" دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 95


برچسب‌ها: عقلپولسرنوشتقاچاقبهلولتغذیه

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : شنبه 18 دی 1395

چگونه دلی تواب میشود - چگونه کسی به امامت میرسد !


چگونه دلی تواب میشود - چگونه کسی به امامت میرسد !


انصراف و توبه و تحول از یک راه و روش که تمام زندگیمان را بر آن اساس بوده ایم مھمترین واقعه کل

زندگی ماست . این توبه یا به جبر است یا توفیق اجباری و یا به عشق و اختیاری که از معرفت است. این

توبه در صورتی بنیادی و سرنوشت ساز است و به عاقبتی برحق می رسد که ھم معرفتی و ذھنی باشد

و ھم قلبی و با عشق و رغبت عاطفی . توبه ذھنی مستلزم تعقل و صدق و واقع نگری می باشد ولی

توبه قلبی مستلزم وجود یک امام است که از فرد تواب دل می برد . ذھن آدمی برای کندن از جھان جھل

و کفر و فریب و حرکت در مسیر ایمان و سیر الی الله بخودی خود کفایت نمی کند . ذھن برای دل کندن از

دنیا پرستی لازم و کافیست ولی برای حرکت در راه حق بایستی قدرت قلبی که جوھره زندگی است در

میان آید . به ھمین دلیل است که آدمی به لحاظ ذھنی به تجربه می داند که دنیا پرستی و بازیگری و

دروغ و ریا و ستمگری و ستم بری و چاپلوسی و فسق بد است و عاقبتی ندارد ولی قدرت عملی یک

زندگی صادقانه و پاک و با عزّت را ندارد . ارادۀ عملی انسان از دل بر می خیزد و نه ذھن . ذھن فقط مدبّر

و کارگزار است رونده ، دل است و لذا تکامل بشری ھم تماماً قلبی است و حرکت جوھری ھمان سیر

تکامل و تحول دل است . و اینست که به وجود امامی زنده که دلت را بسوی حق بکشاند و زنده بحق کند

و قدرت حرکت بسوی حق بخشد ، ضروری است . امر ھدایت بدون امام زنده و بدون ولایت و محبت او

ممکن نیست . بی امام ، بی نور است ، بی جان است ، بزدل و ھراسان است . و آنچه که یک توّاب باید

انجام دھد دل کندن از ھمه و دل سپردن به امام است زیرا ماجرای ھدایت ماجرای دل است .


-------------------

چگونه کسی به امامت میرسد !

کسی که نمی تواند دروغ بگوید .

کسی که نمی تواند دوست نداشته باشد .

کسی که نمی تواند کینه ورزد .

کسی که ھمواره پا بر دل خود می نھد.

کسی که ھرگز به پول نمی اندیشد .

کسی که ھرگز از کسی نمی ھراسد .

کسی که ھمواره بین خود و دیگری ، دیگری را ترجیح می دھد .

کسی که در ھر دعوائی خودش را محکوم می کند.

کسی که جز خود علّتی برای سرنوشت خود نمی یابد .

کسی که برای خودش چیزی نمی خواھد.

کسی که خود را مسئول ھمه بدبختی ھای دیگران می داند .

کسی که با منّت کشیدن خدمت می کند.

کسی که بواسطه محبّت خود تک و تنھا می شود زیرا کسی را یاری تحمل محبّت او نیست .

کسی که قبل از مرگش با شوق کامل برای مردن آماده است و جز قبر خانه ای ندارد و بدنش قبر

اوست و غار اوست و راز غیبت اوست .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 192


برچسب‌ها: بدبختیتوابینسرنوشت

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : جمعه 14 آبان 1395