طراحی سایت فروشگاهی آموزش سگ شرکت خدمات فنی مهندسی آرنا آموزش تایپ ده انگشتی ثبت لینک شما
بستن تبلیغات [X]
دوستی : بی همتا

بی همتا

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

    کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات مربوط به انسان

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

موضوعات

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 50
  • بازدید دیروز : 26
  • بازدید این هفته : 140
  • بازدید این ماه : 403
  • بازدید امسال : 5722
  • بازدید کل : 6710
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد کل مطالب : 328
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!


حکمت جاوید ( تعلیم و تربیت )

حکمت جاوید ( تعلیم و تربیت )


تقلید ، دزدی اعمال دیگران است .

تعلیم اجباری مولّد جباّریت است .

شعار،شعور دزدی است .

علم بی ایمان، فساد را توجیه می کند .

علم حقیقی ھرگز بفروش نمیرسد و بلکه انفاق می شود .

ھیچکس خودش را تربیت نکرده است .

کسی که ربّی نداشته باشد نمی تواند مربّی باشد.

بمیزانی که اطاعت می کنی اطاعت می شوی.

اطاعت که از محبّت نباشد موجب عداوت است .

علمی که به خودشناسی نرسد به خود فروشی می رسد.

آنکه خود را بی نیاز از مربّی می داند تربیت نمی داند.

تربیت شدن با محبّت شدن است .

ھیچکس فرزندش را تربیت نمی کند .

مرد را مرادی تربیت می کند و زن را شوھرش.

زن با تربیت مرید شوھر است .

تربیت نمودن نظر بر ذات کردن است .

غایت تربیت دوست داشتن منکر خویش است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 46


برچسب‌ها: تربیتتقلیدتعلیمشعورمحبتدوستی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : جمعه 27 مرداد 1396

لطفاً به من نزدیک نشوید !

لطفاً به من نزدیک نشوید !

بسیاری از آدمھا گوئی بر پیشانی خود نوشته اند : لطفاً بمن نزدیک نشوید !

تعداد این آدمھا در عصر جدید مستمراً بیشتر می شود و این دال بر انزوا و محبوبیّت آدمھا در تن

خودشان می باشد که مطلقاً میل به دوستی و ھمدلی و معاشرت صمیمی با کسی ندارند و تمام

وحشت آنھا اینست که مبادا کسی آنھا را بشناسد . این آدمھا بدون تردید ضد ازدواج ھستند و اگر

ھم ازدواج کنند بسرعت به بن بست کشیده شده و به ا نواع طلاق مبتلا می شوند زیرا ازدواج یک

ھمزیستی توام با ھم سرنوشتی است که مستلزم ھمدلی و درد دل نمودن و مبادله افکار و امیال و

احساسات است . تنھا راه نجات اینان از خفقان نفس خودشان یافتن دوستی صدیق و درد دل

کردن است .

بمیزانی که منیّت غولتر می شود و بخل و خودپرستی رشد می کند صداقت و صمیمیت از بین می

رود زیرا آدمی ھیچ چیز زیبائی برای مبادله ندارد .این نوع آدمھا در رابطه با کسانی که صادقتر و پاکتر

و متواضع ترند و اھل دین و معرفت و تقوی و محبت می باشند دچار تشنج بیشتری می شوند زیرا

حقارت و شقاوت نفس خود را بیشتر می یابند و احساس بدبختی و نابودی میکنند . این آدمھای در

بسته فقط در روابط با افراد لا ابالی و اراذل و اوباش و تبھکاران حرفه ای احساس راحتی میکنند

زیرا فقط با آنان می توانند بی ریا باشند و برون افکنی نفس نمایند و احساس حقارت نکنند و لذا

بسرعت تباه می شوند . آنھا جز درد دل کردن نجاتی ندارند آنچه که انسانھای مدرن را مبدّل به تابلوی

« بمن نزدیک نشوید » نموده است خباثت و پلیدی و ناپاکی نفس است که حاصل زندگی لیبرالی و به

اصطلاح آزادیخواھانه و بی تقوا می باشد . اینان حتیّ تاب تحمّل خودشان را ھم ندارند .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 144


برچسب‌ها: تنهاییانزوادوستیصمیمیتمعاشرت اجتماعی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : پنجشنبه 1 تير 1396

دو نوع جنگ و صلح

دو نوع جنگ و صلح


تضاد و وحدت بین انسانھا یعنی دوستی و دشمنی بین انسانھا از دو نوع کاملاً متفاوت است : ذاتی و

صفاتی : باطنی و ظاھری ! و این تفاوت بین دو ھدف است و دو وسیله . تفاوت بین مؤمن و کافر یک

تفاوت باطنی و ذاتی است یعنی تفاوت بین دو نوع ھدف و دو نگرش. ولی تفاوت بین فقیر و غنی یک

تفاوت مادی و دنیوی و ظاھری و ابزاری است زیرا ھر دو ثروت را دوست دارند و ھدفی جز قدرت ندارند.

دعوای بین قدرتھا نیز یک جنگ مادی است . ولی چه بسا یک قدرت کوچک بر علیه قدرت بزرگتری می

جنگد تا به قدرت او برسد و بلکه از او برتر شود ولی موضوع دعوایش را به قلمرو یک تفاوت ذاتی و باطنی

و معنوی می کشاند مثلاً به قلمرو فرھنگ و مذھب می کشاند. این دعواھا یکی از فریبنده ترین جنگھا در

جوامع و بر روی زمین بوده است و مردمان را فریب داده است . امروزه عمده و اکثر جنگھا برروی زمین از

این نوع اخیر است که در واقع جنگی منافقانه است مثل جنگ بین کشورھای سوسیالیست و

امپریالیست ، مثل عمده جنگھای بین شرق و غرب بین ملل جھان سوم و نیز جنگھای بین ابرقدرتھا و جنگ

بین حکومتھا واقوام و فرقه ھا. امروزه اکثر خصومت ھا و جنگھا دارای ھویتی دروغین و مصنوعی ھستند

ھمینطور است اکثر دوستی ھا و اتحادھا. دعوای اصلی بر سر دنیای بیشتر و قدرت و ثروت بیشتر است

و رعیت بیشتر . و لذا مردمان عادی که در این جنگھا وارد می شوند و فریب شعارھای معنوی طرفین دعوا

را می خورند ھمواره فریب خورده و قربانیان این دعوا ھستند و نھایتاً طرفین دعوا به سازش میرسند.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 120


برچسب‌ها: جنگصلحدوستیدشمنیجنگ جهانی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : شنبه 14 اسفند 1395

محک محبّت چیست؟

محک محبّت چیست؟

عصر جديد عصر بازار عشق و محبت است و بدين لحاظ همه جنگهای اين دوران از عرصه خانواده تا جامعه و حکومتها و ايدئولوژيها بر سر همین کالاست و اثبات اين ادعا که: چه کسی عاشق تر است! مثلًا حتی شاهديم که تجاوز نظامی آمريکا به عراق هم يک فلسفه عاشقانه دارد و نشانه عشق به آزادی مردم عراق است و اثبات اين عشق. خداوند در قرآن کريمم محک چنان خدشه ناپذيری از عشق و دوستی و محبت بدست داده که ماهیت هر ادعای دروغینی در اين باب را رسوا میی سازد. می فرمايد: آنکه ادعای دوست داشتن کسی را دارد اگر اين ادعا راست باشد حتماً خداوند را بسیار شديدتر دوست می دارد. کمترين نشانه محبت به خدا همانا کمّ و کیف به ياد آوردن خدا در زندگی روزمره است و نگرانی از تخطی نمودن از احکام او می باشد. اين امر درست مثل رابطه هر عاشقی با معشوق است. پس اگر ما مدعی هستیم که مثلًا عزيزان خود را دوست می داريم پس بايستی خدا را نیز بسیار بیشتر از آن عزيزان به ياد و در نظر داشته باشیم و نگران رضايت او از خود باشیم و لذا در احوال و اعمال روزمره خود شاهد و ناظر باشیم. آيا چنین نیست؟ از اين محک الهی بوضوح درک می شود که اگر ما عاشق خدا باشیم می توانیم سائر انسانها را هم کمابیش دوست بداريم. ولی اگر خدا را کمی دوست بداريم می توانیم سائر انسانها را لااقل دشمن نداريم و به همه بخل نورزيم. ولی اگر از خدا بیگانه باشیم مسلماً تاب تحمل حتی نزديکترين نزديکان خود را نداريم. و اما اگر خدا را منکر بوده و با او بواسطه جنگ با احکام ستیزه کنیم آنگاه حتی عزيزترين کسان خود را نیز دشمن خود خواهیم يافت و تحمل هیچکسی را نخواهیم داشت. اما اگر مسلمان و معتقد به قرآن نباشیم به گونۀ دگر حقانیّت اين آيه قابل اثبات است: دوست داشتن کسی به اين معنا که او را فقط برای خود خودش بخواهیم و عاشق سعادت و عزت جاودانه او باشیم و او را برای مقاصد و هوسهای خود نخواهیم بدان معناست که روح او را دوست بداريم و نه خواص جسمانی و رفتاری او
را و سائر فوايدی که از او برای ما حاصل می آيد. در تعريف منطقی عشق و دوست داشتن اين توصیف خدشه ناپذير و برحق است و تنها تعريفی است که عشق را از سلطه گری و آدمخواری تفکیک می کند و از احساس مالکییت تمیز می دهد. يعنی دوست داشتن کسی به معنای واقعی همان دوست داشتن روح و ذات و هويت جاودانه و ماورای طبیعی اوست. پس بايید به اين معانی باوری قلبی و شديد داشته باشیم تا بتوانیم روح آن محبوب را درک و احساس کنیم و اين همان درک و تصديق خدا در بشر است و اساس ايمان به عالم غیب و حیات جاودانه است زيرا روح انسان از روح خداست همانطور که طبق احاديث قدسی صورت انسان نیز از جمال اوست. پس اگر چنین است بايستی طبعاً خدا را بعنوان منشاء روح و حیات بشری خیلی بیشتر از آن جسم فانی محبوب دوست بداريم تا بتوانیم او را برای خودش دوست بداريم و نه خواص گذرای دنیوی اش را. پس اصلًا ادعای عشق و محبت و دوستی ذاتاً برخاسته از ايمان شديد به خداست و انسان غیر مؤمن قادر به دوست داشتن هیچکس نیست حتی فرزندان و حتی خودش. پس کافران و منکرين دين خدا را با محبت کاری نیست زيرا برای عشق و دوستی دل بايستی زنده به روح و جاودانگی باشد و اين مفاهیم را با خود داشته باشد. پس از اين لحاظ کافر به معنای انسانی قسی القلب و مرده دل است که تمام علايق و عواطف او نیز چیزی جز احساس مالکیت و نفس پرستی نمی باشد و لذا همسر و فرزندان و خاندان چنین فردی از دعوی عشق و دوستی او جز احساس ستم و زور و تزوير ندارند. و اما طبق کلام قرآن و همچنین تجربه عقلانی بشر ايمان و محبت به خدا در ايمان و محبت به رسولان و
مؤمنان و پیروی از احکام آشکار می شود که در اين باره دهها آيه و حديث وجود دارد. در کلام آخر کسی که انبیاء و اولیاءء و مؤمنان زنده را در جامعه دوست نمی دارد و انسانی تبهکار است اصولًا دلش مرده و امکان محبت و مهرورزی به هیچکسی را ندارد. به لحاظ دگر محبت بزرگترين اجر خدا به بندگانی است که در مسیر فضائل اخلاقی و تقوا جهاد می کنند. زيرا انسانی که از همه کینه دارد و به همه بخل می ورزد شبانه روز در آتش است و جان می کند در واقع مقام محبت همان عرصه بهشت باطنی برای مؤمنان است.
دائرةالمعارف عرفانی جلد ۶ ص ۱۷۳

استاد علی اکبر خانجانی

برچسب‌ها: محبتدوستیعشق

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : دوشنبه 20 دی 1395

تلخ ترین حقیقت(فلسفه حق)

تلخ ترین حقیقت(فلسفه حق)

« حقیقت تلخ است »: این یک حکمت جھانی است ولی حکمتی وارونه و بلکه ابلیسی است و درستش

اینست: حقیقت از راه دور تلخ می نماید ! زیرا ھمه بدبختی ھا و تجربیات تلخ و ھلاک کنندۀ زندگی انسان

محصول گریز انسان از حقیقت ھر امری است. آنچه که ھر چیزی را نھایتاً تبدیل به حقیقتی تلخ و کشنده

می کند نزول ناگھانی حقیقتی در حین گریز ما از آن حقیقت است در حالیکه می خواستیم آن حقیقت را

کتمان نموده و بلکه در نزد خود وارونه سازیم. در واقع آنچه که تلخ است نه حقیقت بلکه وارونگی حقیقت

در نظر ماست و یا وارونگی ما در مقابل حقیقت. یعنی حق ستیزی !

حق در ذائقه کسی که با آن در جنگ است تلخ می آید و این نیز حق است. و اما از میان ھمه حقیقت

ھائی که شبانه روز از روبرو شدن با آن می گریزیم حقیقت عشق و محبت و دوستی است که در نزد

انسان حق گریز به مثابه تلخ ترین حقایق است. یعنی روبرو شدن با واقعه ای که از بطن معشوق و یا

کسی که دوستش می داشته ایم، بناگاه یک دیو آشکار شود. حال آنکه بارھا و بارھا قبل از قیامت

عشق، ما شاخھای این دیو را دیده و به روی خود نیاورده و بلکه آنرا تلطیف و وارونه کرده و نشانه عشق

تفسیر نموده ایم و علناً و آگاھانه خود را فریب داده ایم تا اینکه بالاخره حق آن عشق وارونه و دروغین بر

سرمان فرود آمده و سیمای دیوی را که عشق نامیده بودیم برما عیان می سازد. این عاقبت دوست

داشتن کسی است که دارای حق دوست داشته شدن نیست. و عاقبت توقع دوست داشته شدن و نه

دوست داشتن . اگر قرار باشد معشوق ھم عاشق را دوست بدارد این دیگر عشق نیست . حق عشق

بشری در یکطرفه بودن آن است وتلخی اش نیز.

از کتاب "دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم


برچسب‌ها: حقیقتفریب عشقیدوستی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : پنجشنبه 2 دی 1395

حکمت جاوید ( دوستی )

حکمت جاوید (دوستی)

سرنوشت تو ھمواره بدست نزدیکترین دوست تو نوشته می شود .

دوست تو دشمن ارادۀ نفسانی توست .

ھیچ اقدام سرنوشت سازی به تنھائی اتخاذ نمی شود .

امام تو نزدیکترین دوست توست .

از دوستی دور نمی شوی مگر اینکه به دشمنی نزدیک می شوی .

فامیل ھرگز دوست نخواھند بود .

دوست تو ھرگز تو را نمی ستاید .

کسی که دوست صدیقی ندارد جز خود فروشی ھنری ندارد .

وفای به دوست وفای به خداست و خیانت به دوست خیانت به خداست .

دوست ، عزّت نفس تو را می خواھد نه لذّت نفس تو را .

دوست تو کسی است که تو را بی نیاز می سازد .

کسی که به دوست صدیقی خیانت می کند خود را مجاناً در اختیار دشمن می نھد .

کسی که دوست صدیقی ندارد دعایش اجابت نمی شود .

دوست تو کسی است که زشتی ھایت را در نھان بر تو آشکار می کند .

در قبال دوست ، تو ھمواره دشمن خودی .

دوست تو کسی است که ھرگز با تو معامله نمی کند .

کسی که دوست را می فروشد خود را پیشتر فروخته است .

آنچه که در قیامت محاسبه می شود وفا و یا جفای به دوست است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم


برچسب‌ها: دوستیارادهخودفروشیعرت نفس

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : دوشنبه 1 آذر 1395

"چند دستور العمل براي بهبود رابطه زناشویی" - والدین عاشق و فرزندان نمک بحرام

"چند دستور العمل براي بهبود رابطه زناشویی"

چیزی خانمانسوز تر از دروغ مصلحتی در رابطه زناشویی نیست.

برای تحریک غیرت و انتقام از ھمدیگر ھرگز تظاھر به فسق و خیانت نکنید که از خود عمل فسق
خانمانسوز تر است.
ناز و بی رغبتی در رابطه جنسی منشا اصلی اکثر بدبینی ھاست.
عمل جنسی را وجه المصالحه ھیچ امری نسازید.

محبت تنھا امری است که تظاھر به آن منجر به محبت قلبی می شود.

ھرگز از فرزندان به عنوان حربه و جبھه ای بر علیه طرف مقابل استفاده نکنید.

ھرگز وظیفه نان آوری به خانه و وظیفه ھمخوابگی را منتی بر یکدیگر نسازید.

ھرگز وظایف خود را تبدیل به ایثار نکنید.

برای طلاق گرفتن ھرگز بھانه گیری و زمینه سازی نکنید، نفرت و زجر کفایت می کند.

جز برای ھمسر خود زیبا و لطیف نباشید.

محبت ھمسر را انکار نکنید که از دست می دھید.

اطاعت مرد از احساس زن است و اطاعت زن از منطق مرد: اینست حق تفاھم متقابل

نظافت و نزاکت در خانه موجب آرامش و حرمت و محبت است.

فرزندان آیینه خود شناسی رابطه زناشویی ھستند.

آنکه با ھمسرش صادق نیست با ھیچ کس صادق نیست.

دوستی با ھمسر از نشانه کمال است.

زن و شوھری که یک دوست مشترک ندارند در واقع دوستی ای بایکدیگر ندارند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 9


---------------------------------------------------------

والدین عاشق و فرزندان نمک بحرام

شاھد نسل جدیدی از والدین مدرن درجامعه ھستیم که مواجه با نسلی ازفرزندان نمک بحرامند
و مشغول طرد و لعن و عاق کردن آنان . والدین عاشق و سینه چاکی که تمام عمرشان کارکرده و جان
کنده اند و به پای فرزندانشان پول افشانده اند تاخوشبختشان کنند و اینک شاھد دختران روسپی
صفت ودیوانه و قسی القلب و پسران تبھکار و معتادند که برای مرگ والدین روز شماری می کنند
تا مابقی مایملک والدین را ببلعند تا بالاخره سعادتمند شوند.
این والدین سربه آسمان بلند کرده می گویند : خدایا مگر ماجز جانفشانی چه کرده ایم که فرزندانمان
آئینه دق و آیه عذاب روح ماشده اند!
بنده با اجازه خداوند اندک پاسخی به این والدین عزیز دارم:

والدین عزیز شمابه قصد عیاشی ھای خاص خود و برای رھائی از مسئولیت تربیت فرزندان و عدم
پذیرش ولایت بر فرزندان کباده عشق برتن کردید و با ھزار دزدی و گرگی و حقارت و بردگی پول درآوردید
و به جیب بچه ھایتان سرازیر نمودید و آنان را به بھانه تحصیل علم و ھنر و آزادی و خوشبختی راھی بازار
آزاد فساد نمودید و ھزار منت ھم برآنان و خدا نھادید و به ناگاه چشم گشودید و دیوانگانی
آدمخوار و فرصت طلب و حقه باز وغول بچه ھائی جھانخوار را در مقابل خود یافتید که در انتظار مرگتان
لحظه شماری می کنند و با تمام وجودشان ازشما نفرت دارند وبی ھیچ دلیلی شما را علت بدبختی خود
می دانند !؟ آنان مامور انتقام از شما ھستند و ھمچون خاری در چشمان و استخوانی در گلویتان می
مانند تا شمارا بھوش آورند که چه دروغی گفته اید و چه نمایش فریبکارانه ای ازعشق و ایثار به پا نموده
اید . ازاین دروغ بزرگ توبه کنید . خداوند بخشنده و مھربان است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 11


برچسب‌ها: تربیت فرزندرابطه زن و شوهردوستی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : سه شنبه 26 مرداد 1395