بانک کتاب تور ترکیه تور روسیه نت پیانوی آهنگ بوی پیراهن یوسف تور استانبول ویزای ترکیه > ثبت لینک <
بستن تبلیغات [X]
جنایت : بی همتا

بی همتا

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

    کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات مربوط به انسان

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

موضوعات

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 75
  • بازدید دیروز : 988
  • بازدید این هفته : 1240
  • بازدید این ماه : 2684
  • بازدید امسال : 2684
  • بازدید کل : 15499
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد کل مطالب : 473
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!

نت پیانو نت ویولن نت سنتور نت گیتار

فلسفه جنایت

فلسفه جنایت

« جنایت » به لحاظ لغت از ریشه « جن » است پس معنای لغوی آن جن زده گی تا سر حد فعالیت

و به سر انجام رسیده گی می باشد لذا غایت جنون می باشد.

جنون یعنی رسوخ جن در نفس آدمی. پس ھویت و اراده و ھوش و روح فرد بایستی در خویشتن نباشد و

در جای دیگری مقیم شده و مسخّر گشته باشد در یک شی ( تلویزیون، کامپیوتر،اتومبیل...... ) و یا یک

فرد دیگری (ھمسر یا معشوق). و امّا نفس خود آن شی یا فرد کجاست؟ در توست و تو را به تسخیر

آورده است و درجھت اھداف خود تحت فرمان گرفته و بھرکاری وامیدارد. پس جن تو بواسطه نفس آن فرد

یا چیز دیگر بر تو رخنه می کند. زیرا اجنّه ھمواره از وجود انسان بعنوان یک وسیله استفاده می کنند.

ھر جنایتی بخاطر تصاحب و تملک چیز یا کسی انجام می گیرد. زیرا فرد از خود – بیگانه در قحطی وجود

است و می خواھد از طریق تصاحب یک چیز دیگری احساس وجود نماید. چنین واقعه ای معمولاً تحت

« عشق » تقدیس می شود و لذا ھر جنایتکاری عشق را علت بدبخت شدن خود می داند. در اینجاعنوان

عشق نام مستعار جنون است که جنایت را ممکن می سازد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص71


برچسب‌ها: جنایتجن زدگیتسخیر ارادهعشق

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 17 دی 1396

آخرین سئوال (نجات آخرالزمان)

آخرین سئوال

(نجات آخرالزمان)

حرف آخر اینست که کل بشریت با سرعتی فزاینده د رحال سقوط آزاد در دوزخ تکنولوژی و آزادی و جنون

و جنایت است و ھیچ قدرتی قادر نیست این حرکت را در جوامع متوقف نماید تا ظھور ناجی موعود که

سرآغاز رستاخیز است. و تا قبل از آن ھیچ راه نجات اجتماعی وجود ندارد .

ولی آیا تا قبل از آن که معلوم نیست که در مجال عمر فردی ما باشد ، چه می توان کرد؟ آیا ھیچ راه

نجات فردی وجود دارد؟ این سئوال اھل ایمان و معرفت است که درباره ماھیت انسان و جوامع آخر

الزمان به باور و یقین رسیده است و تباھی جوامع بشری را حتمی می داند.

یکی از عللی که نجات جمعی را ناممکن می سازد اینست که درآخر الزمان اصولاً جمعی وجود ندارد الا

تراکم انبوه تنھایان. و گرنه با نجات ھر فردی کل آدمھای روابط اجتماعی او نیز در مراتب نجات قرار می

گرفتند. ھمین مسئله نیز خود نجات فردی راسخت تر می کند زیرا آدمی طبعاً اجتماعی و عاطفی است و

نجات را برای خودش نه به تنھائی می خواھد و نه می تواند زیرا شھامتش را ندارد. اینست که نجاتھای

فردی در ھر عصر و اجتماعی مولد انسانھائی است که قھرمان ملی نامیده می شوند و یا قدیس. ھر که

بخواھد خودش را به تنھائی نجات دھد ھر چند که قادر نیست که دیگران و حتی عزیزانش را ھم با خود

برھاند ولی شرایط و اوضاع جامعه خود را دگرگون می سازد و انقلابی را موجب می گردد که به مثابه

یک نجات مقطعی یا توقفی در سقوط است . زندگی ھمه بزرگان معرفت از این نوع است و ھمه

انقلابات محصول زندگی این تنھایان نجات یافته است. نجات آخرالزمان نجاتی فردی است این مسئله در

قرآن نیز بارھا متذکر شده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 46


برچسب‌ها: آخرالزمانراه نجاتجنایتناجی موعود

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : دوشنبه 26 تير 1396

جنون و جهنّم

جنون و جهنّم

امروزه در سراسر جھان شاھد پیدایش نسلی شکم سیر و بولھوس و غیر متعھد ھستیم که از فرط

عیاشی و ھوسرانی حداقل عقل و ارادۀ حیوانی خود را نیز از دست داده و دیوانه شده است . این نسل
قرار است شالوده آینده بشریّت بر روی زمین باشد . و پیشاپیش واضح است که چه آینده ای در انتظار
بشریّت است نشانه ھایش را ھم اکنون در سراسر جھان شاھدیم . جز نابودی چه آینده ای را می توان
انتظار داشت مگر اینکه معجزه ای رخ نماید و یک ناجی فرا رسد و بنیاد این جھان را زیرو رو کند . در غیر
اینصورت فقط می توان به انواع بلایا و مصیبت ھا و دردھای بی درمان امیدوار بود که ھمچون غل و زنجیر
ھائی این جنون جھانی را به بند بکشد و مھار نماید . از بطن ھر جنونی ، جنایتی رخ می دھد که این
جنون را از بیرون به زنجیر می کشد و این یک قانون الھی در بطن ھستی انسان است . خاصیّت دوزخ نیز
از ھمین روست . دوزخ درمانی آخرین درمان است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 241


برچسب‌ها: جنونجنایتقتلآدمکشیآخرالزمان

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : جمعه 25 فروردين 1396

فلسفه جنایت


فلسفه جنایت

« جنایت » به لحاظ لغت از ریشه « جن » است پس معنای لغوی آن جن زده گی تا سر حد فعالیت و به سر
انجام رسیده گی می باشد لذا غایت جنون می باشد.
جنون یعنی رسوخ جن در نفس آدمی. پس ھویت و اراده و ھوش و روح فرد بایستی در خویشتن نباشد و
در جای دیگری مقیم شده و مسخّر گشته باشد در یک شی ( تلویزیون، کامپیوتر،اتومبیل...... ) و یا یک
فرد دیگری (ھمسر یا معشوق). و امّا نفس خود آن شی یا فرد کجاست؟ در توست و تو را به تسخیر
آورده است و درجھت اھداف خود تحت فرمان گرفته و بھرکاری وامیدارد. پس جن تو بواسطه نفس آن فرد
یا چیز دیگر بر تو رخنه می کند. زیرا اجنّه ھمواره از وجود انسان بعنوان یک وسیله استفاده می کنند.
ھر جنایتی بخاطر تصاحب و تملک چیز یا کسی انجام می گیرد. زیرا فرد از خود – بیگانه در قحطی وجود
است و می خواھد از طریق تصاحب یک چیز دیگری احساس وجود نماید. چنین واقعه ای معمولاً تحت
عنوان « عشق » تقدیس می شود و لذا ھر جنایتکاری عشق را علت بدبخت شدن خود می داند. در اینجا
عشق نام مستعار جنون است که جنایت را ممکن می سازد.

(معرفی یک واژة جدید)

« تَجنّن »

تجنّن مثل تحقق، توحش، تظاھر ، تفاخر، تذبذب ، تجدد و ....
تجنّن که بنظر میرسد یک واژه من در آوردی باشد به معنای خود را به عمد جن زده و دیوانه نشان دادن
است: جنون نمائی! به تجربه و تحقیق و مشاھده دقیق به این نتیجه بدیھی رسیدیم که ھر جنون واقعی
با جنون نمائی عمدی شروع شده است. تجنّن مقدمه واجب و حتمی ھر جنونی است.
کسی که خود را به دیوانگی می زند برای رفع ھر نوع مسئولیت از خویشتن در قبال دیگران است و لذا
چنین امری براستی محقق می شود و لذا خواسته فرد ھم به فعل در میآید و اجابت میشود. براستی
که آدمی به ھمه خواسته ھایش در ھمین دنیا نائل می شود بشرط اینکه جدّی و پیگیر باشد. اگر
خواسته فردی این باشد که لااقل یک نفر مشخص، جنون او را باور کند حتماً چنین میشود و بالاخره باور
می شود.
حرف ت در عربی دارای ذات ارادۀ فعّال بشر است و مولّد ھر تلاش مثبت و منفی می باشد.
اگر تاکنون واژه « تجنّن » پدید نیامده به دو دلیل بوده است یکی جدید بودن چنین واقعه و تلاشی در بشر
است و دیگری مخفی بودن و مشکوف نبودن این واقعیت بشری است. ھر واژه ای محصول نیاز به بیان
یک حقیقت است و لذا ھر واژه ای در ھر فرھنگی دارای عمری است و قدمتی ویژه و معیّن دارد.
خود را به جنون زدن یک تلاش مدرن بشر است و در ایّام قدیم بسیار اندک بوده است و لذا تبدیل به واژه
نشده است ولی بھتر از این مشکوف نبودنش می باشد. زین پس این واژه را نیز به فرھنگ لغات بیفزائید.
زین پس واژه ھای دیگری نیز عرضه می کنیم.
بی اراده شدن بشر مدرن در سلطه مطلقه تکنولوژی مھمترین زمینۀ پیدایش تجنّن است تا توجیه وضع
موجود باشد و جان کندن اراده بشر در قبال اراده تکنولوژی را ختم نموده تا او را یکسره و راحت نماید.

دایرالمعارف عرفانی جلد سوم ص 72
استاد علی اکبر خانجانی


برچسب‌ها: جنایتمعشوقهاجنهجن زدگی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : پنجشنبه 18 آذر 1395