سگ یورکشایر سگ پودل فروش اقساطی خودرو سگ چاوچاو سئو و افزایش رتبه درگوگل تعمیر ماکروفر خرید کتاب فروشگاه ساز تور روسیه تایپ سریع نت دونی کلید سل
بستن تبلیغات [X]
انیشتین : بی همتا

بی همتا

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

    کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات مربوط به انسان

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

موضوعات

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 18
  • بازدید دیروز : 15
  • بازدید این هفته : 128
  • بازدید این ماه : 549
  • بازدید امسال : 4203
  • بازدید کل : 5191
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد کل مطالب : 273
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!



بعد چهارم انیشتن

بعد چهارم انیشتن

در تاریخ جدید جھان کشف بعد چھارم را که ھمان زمان است به انیشتن نسبت می دھند ولی خود

انیشتن نیز در تفسیر معنای این بعد درماند زیرا نتوانست زمان مدنظر خود را که یک زمان روحانی –

انسانی است بوضوح فھم نماید و به خطا آنرا زمان کیھانی و جھانی نامید که ھیچ معنا و تعریف و حسی

ندارد الا اینکه غایت لامتناھی زمان نجومی باشد. وی با اینکه در اواخر عمرش در ماھیت علم تردید نمود و

تنھا راه رسیدن به علم حقیقی را معرفت نفس وسیر و سلوک باطنی نامید. با اینکه در واقع به پاسخ و

معنای بعد چھارم رسیده بود ولی ندانست که به چه رسیده است.

آدمی سه نوع حرکت در مکان دارد : طولی ، عرضی و ارتفاعی . این حرکت شامل حال ھر پدیده دیگری

ھم می شود. ولی آدمی دارای یک حرکت نوع چھارمی نیز می باشد که حرکت عمقی و درون وجودی است

که در این سیر مواجه با پدیده زمان روحانی می شود که در منطق عرفانی « حال »،نامیده شده است

که سرمنشأ جوشش زمان است و علت درک انسان از زمان نجومی ھم می باشد زیرا انسان تنھا

حیوانی است که زمان نجومی را درک می کند.

در واقع بعد چھارم انیشتن ھمان معرفت نفس است که قلمرو حضور زمان روحانی می باشد. خود

انیشتن نیز در رابطه کوتاھی که با برخی از عرفای عصر خود داشت موفق به کشف قانون نسبیت شد

ولی متأسفانه بعدھا از منشأ این ادراک درونی خود غافل گردید و اسیر ریاضیات شد و لذا مکاشفه او

نیمه کاره باقی ماند و تا به امروز بصورت یکی از معماھای حیرت آور علم فیزیک و جھان شناسی مورد

مجادله است. بعد چھارم ھمان عرفان است که قلمرو حضور جاودانگی روح می باشد و زمان مطلق!


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 173



برچسب‌ها: بعد چهارمانیشتینزمان کیهانیقانون نسبیت

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 6 فروردين 1396

دیالکتیک علم و دین


دیالکتیک علم و دین


دیالکتیک به زبان ساده ھمان وحدت اضداد است .

علوم دنیوی و تکنولوژی که ترمینال اجرائی آن است ذاتاً در جنگ با دین خدا و ھویت انبیای الھی و

حکیمان پدید آمده است . ھر چه که علوم دنیوی موفق به تحقق آرمانھایش که ھمان بھشت دنیوی است

شده ماھیت پنھان کافرانه اش را علنی تر نموده است و لذا فلسفه ھای کافرانه خود را نیز مدوّن ساخته

است مثل ماتریالیزم ، ناتورالیزم ، لیبرالیزم و سوسیالیزم و ....

واضح است که بانیان اولیه و کاشفان علوم پایه کافران نبودند و بلکه در میان عامه مردمان از بزرگترین

مؤمنان تلقی شده اند ولی دچار نخستین تذبذبھا و شرکھا شده اند . قرآن کریم ھم می فرماید : کافران

ھر چند که دنیا را می پرستند ولی علم دنیا در نزد مؤمنان است . آنچه که دانشمندان بزرگ را بتدریج دچار

شرک نمود غرورشان درباره علمشان بود که بتدریج در طول تاریخ آشکارتر شد تا انکه از ایمان دینی در

قلمرو علوم و فنون اثری باقی نماند و به عصر مدرنیزم رسید که انکار آشکار دین است و امروزه دین خدا

دشمنی آشکارتر از پیروان علوم و فنون ندارد و این است که دانشگاھھا بزرگترین مھد ضدیّت با دین

ھستند .

و اما در عصر مدرنیزم که اصول و ارکان بھشت زمینی پیدا شده است بتدریج از بطن این بھشت صنعتی

شاھد گشایش دربھای دوزخ ھستیم که یکی پس از دیگری اصول و ارکان علم را باطل می کند از

اینجاست که از بطن این کفر علمی و فنی شاھد پیدایش گرایشات نوین مذھبی و عرفانی میباشیم که

وجود نوابغی چون اینشتن ، پلانک ، ھایزنبرگ و دیگران دال بر این حقیقت است که گاه ماھیت علم را به

چالش می گیرد . بدینگونه می بینیم که از بطن اشدّ عداوت با دین تصدیق برتری از دین در حال پیدایش

است که تا حدودی دست و دل از بھشت پرستی شسته و حقیقت جھان را جستجو می کند.


از کتاب" دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 90


برچسب‌ها: ضدیت علم و دینانیشتیننابغه

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : جمعه 17 دی 1395