بانک کتاب ثبت لینک
بستن تبلیغات [X]
آرامش : بی همتا

بی همتا

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

    کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات مربوط به انسان

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

موضوعات

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 155
  • بازدید دیروز : 38
  • بازدید این هفته : 155
  • بازدید این ماه : 5547
  • بازدید امسال : 38140
  • بازدید کل : 50955
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد کل مطالب : 614
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!

نت پیانو نت ویولن نت سنتور نت گیتار

آتش جهنّم


آتش جهنّم

فرق آتش ھیزم و آتش دوزخ در اینست که آن بدن را می سوزاند و این نفس را، روان را، دل را. آتش دوزخ

را بمیزانی بسیار ناچیز و از راه دور می توان در ھمین دنیا ھم درک و تجربه کرد. آنچه که گُر گرفتگی،

التھاب عصبی یا خونی نامیده می شود که بصورت اعمال جنونی و خشم ھای آنی بروز می کند نشانه

ای از آتش جھنم در نفس بشر است. و نیز آنچه که بصورت بیقراری در بسیاری از آدمھا خودنمائی می

کند.

آتش دوزخ که به آتش بی دود نیز تعریف شده است بسیار شبیه است به تشعشعات اتمی که تا مغز

سلولھا را به طرزی مخصوص می سوزاند زیرا آتشی است که از قلب ماده بر آمده است.

عذاب النّار ، اساس و محور عذابھای دوزخ است. و نیز اینکه شیاطین و اجنّه ھم از جنس ھمین آتشند و

لذا نزدیکی آنان به انسانھای گناھکار موجب درجه ای از عذاب النّار است و عمده بیقراریھا و التھابات

آدمی در حیات دنیا حاصل این تماس می باشد که در روابط با آدمھای پلید و کافر انتقال می یابد.

امروزه شاھد آدمھای بسیاری ھستیم که براستی آتش گرفته اند و گوئی که زیر پاھایشان و در قلوبشان

آتش است و کمترین آرامشی ندارند و این جماعت رغبت شدید به مواد مخدر دارند که بطور موقتی آنان را

آرام می سازد. در حیات دنیا ھیچ چیزی خنک کننده تر از خاک نیست پس وای به زمانیکه آدمی این بدن

خاکی را بیندازد و بی حفاظ شود.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص80


برچسب‌ها: آتش جهنمالتهاب عصبیبیقراریآرامشمواد مخدر

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : پنجشنبه 21 دی 1396

حسد : شعله اي از آتش دوزخ

حسد : شعله اي از آتش دوزخ

سرنوشت ھر کسی معلول نگاھی است که به دیگران دارد . حسد معلول بدخواھی است . بشریت به

تجربه درک کرده که بخل و حسد براستی از جنس یک آتش نامرئی است که روح را بلاوقفه می گدازد و

سیاه می کند و لذا یک عذاب عظیم در وادی کفر و گناه می باشد . حسد در یک کلمه یعنی میل به

بدبختی دیگران.

آنانکه رحمت خدا و نعماتش را قدر نمی دانند و حقوقش را که ھمان اطاعت از احکام اوست رعایت نمی

کنند بناگاه دچار قحطی عاطفه و عزّّت و آرامش می شوند و سپس نسبت به کسانی که این نعمات را

دارا ھستند به عداوتی جنون آمیز می رسند و در صدد بر می آیند که این نعمات را در دیگران ھم نابود

سازند. و این جنگ تن به تن با خداست . کسی که عاشق بدبختی دیگران است طبعاً به آن بدبختی ھا

دچار می شود . ھمانطور کسی که عاشق سعادت دیگران است سعادتمند می شود .

علی (ع) ھمه امراض روانی بشر را حاصل حسد می داند . حسد دل را سیاه می کند و وجدان را می

میراند و عقل را زائل می کند و لذا صاحبش را به جنون و خود – براندازی می کشاند . و اینست که قرآن

می فرماید « کافران نسبت بخودشان بخیل ھستند ».در واقع بخل به دیگران منجر به عداوت با خود می

شود و عذابی بزرگتر از این نیست . چنین کسانی بتدریج پا به ھمه امکانات و شرایط باعزّت زندگی خود

می زنند و خود را به غایت خفّت و ذلّت می اندازند و نسبت بکل مردم به کینه ای حیرت آور می رسند و

چشم دیدن ھیچکس را که دارای عزّت و آرامش باشد ندارند . آدمی ھر چه را که برای دیگران بخواھد

برای خودش خواسته است . برای حسد بعنوان یک بیماری روانی ، علاجی نیست چرا که عذاب الھی

چون فرود آید شفاعتی ندارد و باید دورانش بسر آید و خود حسد در مرحله خود براندازی فرد موجب

ھلاکت نفس اماره و کافرش می شود . در واقع آتش حسد ، درمان کفر بشر است .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص231


برچسب‌ها: حسادتبدخواهیآرامشامراض روانی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : دوشنبه 4 دی 1396

انسان کامل در جهان مدرن

انسان کامل در جهان مدرن

انسان کامل در عرفان اسلامی ھمواره به لحاظ ماھیت باطنی و معنوی تعریف شده است و تقریباً ھیچ

نشان و آدرس بیرونی ندارد که انسان کامل اصولاً در جامعه به لحاظ اقتصادی و اجتماعی چگونه زیستی

دارد.

انسان کامل انسانی است که در ھستی نقد ، غنوده و آسوده و راضی است . انسان کامل مظھر احدیت

در میان مردم است پس یگانه و تک رو است . و نیز مظھر بی نیازی حق است بنابراین از منظر اقتصادی

انسانی کاملاً فقیر است . و از قلمرو بستگی ھای تاریخی و نژادی خارج است پس تنھاست. و بی نیاز از

آینده و آتیه پرستی است لذا پیرو ھیچ ایدئولوژی و حزب و گروه آرمانگرا نیست زیرا خودکفاست و راضی

به ھستی خویش است . و در مرحله آخر بی ھمتاست و لذا انگشت نما و یگانه و غیر قابل تقلید است

ھمانطور که تقلید ھیچ چیزی و کسی را ھم نمی کند. و در عین حال در قلمرو معرفت با کل جھان و

جھانیان در صلح است و با کسی جدالی ندارد و لذا در جمع است و منشأ صلح و محبت عامه میباشد

و حلال مشکلات و حامی ھر کسی که بخواھد از یوغ ستم و بندگی رھا شود.

بنابراین انسان کامل در جامعه مدرن مثل موجودی مابعد از تاریخ است که در تاریخ جامانده است و لذا

تاریخ را زیر نظر دارد و عواقب جامعه بشری و ھر حرکت اجتماعی را می بیند. و لذا در میان مردم به

لحاظی آدم بدشگونی تلقی می شود. انسان کامل بدلیل صفات مذکورش انسانی فوق علمی و ماورای

تکنولوژی و خارج از گود اقتصاد و سیاست ودموکراسی و ھنر و ایدئولوژیھاست . انسان کامل ھمان

انسان آرمانی است که واقع گردیده است.و لذا مورد بخل و انکار و عداوت عامه مردم نیز می باشد.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 87


برچسب‌ها: انسان کاملفقرصلحآرامشتنهایی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : چهارشنبه 25 مرداد 1396

« فلسفه او »- آرامش درحضور دیگران

« فلسفه او »- آرامش درحضور دیگران


ھر من توئی نیازمند به « او »است تا بتواند مربوط گردد.در واقع اوی ھر رابطه ای به مثابه خط فاصله
«-» بین من – تو است که من را به تو متصل می سازد . این امر در رابطه زناشوئی شدیدترین نمود
را دارد . اوی ھر رابطه ای به مثابه امام رابطه است که یا امام دین وھدایت است و یا امام کفر و ضلالت.
البته یک من – توی مومنانه درکمالش جز خداوند ، اوئی (ھو) ندارد . ولی من – توھای کافرانه مستمراً
نیازمند روابط اجتماعی گسترده ترند و لحظه ای بدون اوئی قادر به تحمل یکدیگر نیستند . اینان یا باید
مھمانی بدھند و یا باید مھمان باشند . جنون معاشرت ھای فامیلی یا به اصطلاح دوستانه برخاسته از من
– توھائی است که به واسطه کفرشان ھیچ رابطه ای ندارند و بدون دیگران لحظه ای یکدیگر را تحمل
نمی کنند که در سالمترین وضعیت می تواند فرزند باشد که درچنین حالتی زباله دان کفر و دروغ رابطه
زناشوئی است که آن فرزند را به انزجار می رسانند.
یک اوی خانگی رابطه زناشوئی نیز تلویزیون است که جامعه را به رابطه وارد ساخته و قابل تحمل می
سازد . و دراین صورت کافیست که شبی تلویزیون خراب باشد .
این اوھای دروغین به مثابه محلل ھای رابطه اند.
اوی یک رابطه اگر انسان مومن باشد آن دو را ھم نزدیک و صمیمی می سازد و دعوت به دین و اخلاص
می کند که اگر تصدیق نکنند به انقراض می روند.
بزرگترین اوھای تاریخ انبیا و اولیای خدا ھستند . حضرت مسیح می فرماید : برخی می پندارند من
فرشته صلح ھستم درحالیکه شمشیری ھستم که بر رابطه ھا فرود می آیم . ھرکه مرا تصدیق کند
به وصال می رسد و ھرکه مرا انکار نماید به فراق می کشد.

درمعنای نھائی اوی ھر رابطه ای یا خداست وی ا ابلیس است : رابطه صادقانه و رابطه دروغین!


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 127


برچسب‌ها: آرامشرابطه زن و مردروابط اجتماعیروابط خانوادگی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 31 ارديبهشت 1396

آیا ظالم سالم است؟


آیا ظالم سالم است؟


این ضرب المثل در فرھنگ ما یکی از نمادھای کفر و نفاق آشکار و جنگی علنی بر علیه دین و معارف
انسانی است که ستم و گناه را تقدیس می کند .
ما با تجربه درمانگری خود که به اعماق پنھان و پس پرده ھزاران زندگی وارد شده ایم به باطل و دروغ
بودن این شعار رسیده ایم که « ظالم ،سالم است ».
آنچه که مردم را به چنین باور کذائی و کافرانه و ظالمانه می رساند نگاه قشری و ریائی آنان به زندگی
دیگران است . گوئی ھر که بیشتر می خورد و می خندد و می رقصد خوشبخت تر است .درحالیکه اتفاقاً
آنانکه متشنج تر و معذبترند بیشتر تظاھر به خوشی و شادی می کنند تا مردم را بفریبند و به دام خود
اندازند و به مفاسد خود مبتلا سازند . ھیچ آدم ثروتمندی که باری بھر طریق ثروت اندوخته و قدرتھای
نمایشی دنیوی تدارک دیده است در واقعیت پنھان زندگیش لحظه ای آرام و قرار وشادی و نشاط و امید و
عزّت و لذّتی ندارد. ھیچ تبھکاری از زندگیش لذّتی نمی برد و بھره ای از عزّت و افتخار ندارد و غرق در ذلّت
و جان کندن است و تأتر خوشبختی و عزّت و افتخار فقط در مقابل نگاه کسانی است که میخواھد آنان را
ھم به عذاب خود بکشاند و شریک جرم خود سازد . ھیچ آدم زورگو و ریاکار و متکّبر و حرام خوار لحظه ای
خوشی ندارد و ھر چه که دارد ھیزم جھنم او در ھمین دنیاست . در اتوموبیل ھای گرانقیمت و کاخھای
مرمرین و لباسھای فاخر و جواھرات ھیچ کس لذّت و نشاطی ندارد . اگر چنین باشد کل دین و معرفت

دروغ است که نیست .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص252



برچسب‌ها: زندگی ثروتمندانشادی و نشاطآرامشفریب

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : سه شنبه 29 فروردين 1396