بانک کتاب سگ هاسکی طراحی فروشگاه اینترنتی ویزای کانادا تور ترکیه تور روسیه روش های مختلف بستن کراوات کدامند؟ ویزای ترکیه >>>> ثبت لینک شما در این قسمت با هزینه اندک <<<<
بستن تبلیغات [X]
فلسفه و درمان امراض قلبی- دو نوع درمان شقاوت : بی همتا

بی همتا

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

    کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات مربوط به انسان

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

موضوعات

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 4
  • بازدید دیروز : 86
  • بازدید این هفته : 166
  • بازدید این ماه : 819
  • بازدید امسال : 7549
  • بازدید کل : 8537
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد کل مطالب : 385
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!

نت های پیانو نت های ویولن نت های سنتور نت های گیتار

فلسفه و درمان امراض قلبی- دو نوع درمان شقاوت


فلسفه و درمان امراض قلبی- دو نوع درمان شقاوت


عصر جدید در قلمرو پزشکی عصر سکته قلبی است که در جوانان بمرات ببیشتر از پیران گزارش می

شود و بخش عمده ای از جوانمرگی می باشد . سکته قلبی در نسل جوان امری کاملاً مدرن و بی

سابقه است . و نیز می دانیم که سکته قلبی اصولاً پدیده ای مردانه است و زنان فقط در دوران

کھولت به این بیماری مبتلا می شوند که مرگ طبیعی آنان محسوب می شود . آیا قلب مردان چه

ویژگی ای دارد که اینگونه بیمار می شود و بناگاه از کار می ایستد ؟ می گویند که مردان بدلیل

اشتغالات اجتماعی دچار این معضله ھستند در حالیکه زنان نسل جدید ھم اکثراً این اشتغالات را

دارند و اصلاً دچار این مشکل در سن جوانی نیستند . در یک کلام ویژگی قلب مرد چیزی جز عشقش

به زن نیست یعنی ھمان امری که در قلب زن نسبت به مرد وجود ندارد و یا بسیار کیمیاست .

ولی عشق موجب احیای قلب مرد است و مرد عاشق قدرتمند ترین مردھاست. ولی آنچه که قلبش

را بیمار و سکته ای می کند شکست و ناکامی و خیانت در عشق است . کار قلب برپائی و استمرار

زندگی است که در مرد و زن یکسان است ولی در قلب مرد واقعه دیگری ھم رخ میدھد و آن عشق

به منشأ زندگی یعنی زن است که مولّد نسل می باشد .

ھمه مردانی که دچار ناراحتی قلبی و سکته ھستند بخوبی میدانند که منشأ آن از کجاست ھر چند

که بندرت اعتراف می کنند . ما در تجربه درمانی خود به این حقیقت ھمه جائی دست یافتیم . عشقی

که بواسطه زن پاس داشته نمی شود و به آن خیانت می شود و ولایت عشق ادا نمیگردد موجب

بیماری قلبی در مرد است . اصولاً عشق ھای یکطرفه بسیار شدید در ھمه جا باعث امراض قلبی

است بخصوص آنجا که مرد ھم حقوق عشق را نمی داند و رعایت نمی کند و تسلیم مکرھا و

بولھوسی ھای زن می گردد به سکته مبتلا می شود .

امراض قلبی مردان واکنش دل آنان در قبال ستم پذیری مرد از زن در قلمرو عشق و عاطفه است .

مرد حق ندارد به بھانه عشق زیر بار بولھوسی و امیال غیر اخلاقی زن برود و به زنش امکان بی

عفّتی دھد . بمیزانی که مرد عاشق ، تسلیم بی عصمتی ھا و مکرھا و نازھای ناحق زن می شود

دلش به صدا درمی آید و اعتراض می کند . در چنین مواردی مرد یا بایستی آن زن را از راه و روش

نادرست باز دارد و یا طلاقش دھد و یا خودش سکته کند . سکته قلبی محصول لگدمال شدن غیرتِ

مرد عاشق بواسطه زن است . به زبانی دیگر این عذاب بی غیرتی مرد است .پس درمان این بیماری

ھم واضح است . مرد یا بایستی به اصول اخلاق بازگردد یا به پای منقل برود و یا سکته کند و به

قبرستان نقل مکان نماید تا دلش را از لگدمال شدن نجات دھد.

البته مردان بی غیرت که معمولاً عشقی ھم ندارند دچار چنین مشکل و بیماری نمی شوند و به گونه

ای دیگر حساب پس می دھند .

گرایش به مخدرات نوعی جایگزینی برای امراض و سکته قلبی است. اگر افیون نمی بود آمار سکته

قلبی در مردان ھزار بار بیش از این می بود . در واقع ترک اعتیاد ھم در اکثر مردان ھمان راه حل

درمان بیماری قلبی است یعنی رجعت به عصمت و غیرت و اخلاق و برخورد قاطع با بی عصمتی و ناز

و مکرھای زن و نجات دادن دل خویش از اسارت زنی که مستمراً آنرا لجن مال می کند .


دو نوع درمان شقاوت

در قرآن می خوانیم که در روز قیامت کافران می گویند که چون قلوبی شقی داشتیم نتوانستیم

حجت ھای خدا را تصدیق کنیم با اینکه می دانستیم که حق اوست . در واقع کافر بودن در یک کلام

ھمان شقی و قسی القلب و سنگدل بودن است . ھمانطور که دل مؤمن دلی رئوف و رقیق و لطیف

و مھربان و پذیرنده است و دل کافر انکار کننده است و دفع کننده .

آیا چگونه می توانیم قلوب شقی و ثقیل خود را نرم و لطیف و پذیرنده حق نمائیم که مظھر لطف است

. بی تردید تا دل اسیر سینۀ آھنین خویش و خود پرست است شقی است. تادل را به دلبری مھربان

و صدیق ندھیم و در تبعیت بی چون و چرای او قرار نگیریم نرم و لطیف و پذیرنده نخواھد شد . این

دلبر ھمان پیر معنوی و امام ھدایت است زیرا نخستین ویژگی و قدرت یک مرشد روحانی ھمان دلبری

اوست و آنکه در وجودش از دیگران دل می برد ھمان حق و خدای اوست . و اوست کسی که دل را

زنده و لطیف و مھربان و خلّاق و سخی می کند و اھل تصدیق جھان و جھانیان و ھر آنچه که ھست .

زیرا دل شقی ھر آنچه که ھست را دفع میکند و منکر ھستی است و لذا خود در قحطی وجود بسر

میبرد و در حرص و شھوت و آزی فزاینده که ھمان دوزخ است . آتش دوزخ دل کافر را نرم می کند .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد اول ص 171


برچسب‌ها: سکته قلبیدرمان بیماری قلبی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 14 شهريور 1395