خرید بک لینک آموزش سگ بانک کتاب پرشین استخر خرید تور خارجی و داخلی ساخت وبلاگ ساخت استخر نت آهنگ دانشنامه تی تیل خرید فیلم و سریال خرید بک لینک ارزان سئو دانلود آهنگ طراحی سایت آژانس مسافرتی خرید بلیط هواپیما
بستن تبلیغات [X]
بی همتا

بی همتا

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

    کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات مربوط به انسان

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

موضوعات

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 71
  • بازدید دیروز : 20
  • بازدید این هفته : 117
  • بازدید این ماه : 391
  • بازدید امسال : 675
  • بازدید کل : 1663
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد کل مطالب : 154
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!

پیام استاد و دانلود مجموعه ها

پیام استاد و دانلود مجموعه ها

بنياد نشر آثار استاد


http://khanjany.net

---------------------------------------------------------------------------------------------------------


دانلود كتاب هاي توصيه شده


دانلود مجموعه دايرة المعارف ها (6 جلد


دانلود مجموعه كتابها ( 175 جلد) لینک 1


دانلود مجموعه كتابها ( 175 جلد) لینک 2


دانلود مجموعه تصاوير

--------------------------------------------------------

پیام استاد :

توجه!

شديداً توصيه مي شود كه اين مجموعه آثار را بطور مكتوب مطالعه فرمائيد. مطالعه پاي ميز رايانه، مطالعه در معيت شيطان است و چه بسا به فهم واژگونه معارف منجر مي شود. بدانيد بميزاني كه اين معارف عقلاً فهم شده و قلباً تصديق و باور مي شوند مشكلات دروني و بروني بتدريج بطرزي معجزه وار حل و فصل مي گردند و فرد بر زندگيش احاطه مي يابد و از جبرهاي زمانه رها مي گردد. هنوز هم سرلوحه حكمت ما اينست: تصديق كنيد تا نجات يابيد!

ع -خ


برچسب‌ها: پیام استاد خانجانیدانلود مجموعه

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : جمعه 14 آبان 1395

زندانی سیاسی کیست؟

زندانی سیاسی کیست؟

زندانھای سیاسی جھان مملو از آزادیخواھان است در انواع و درجاتش.
و امّا آزادی چیست كه از برایش اسارت پذیرفته می شود آنھم اسارت با شكنجه و اشدّ خفت وخواری
و زجر وبیماری و تنھائی و خفقان . آیا در اینجا براستی یك معمای لاینحل و غیر قابل فھم حضور ندارد ؟
می گویند كه ما برای آزادی دیگران به زندان می رویم و آزادی خود را فدا میكنیم تا شاید و آنھم شاید
دیگران روزی به آزادی برسند . آیا اینطور نیست ؟ آیا ھمین پاسخ نیز دارای یك تناقض بزرگ نیست ؟
در اینجا مسئله ھمان عشق به آزادی دیگران است . آیا این یك واقعیت راستین است ؟
من كه بخاطر لقمه نانی كه به ھمسر و فرزندانم می دھم آنان را خفه میكنم و امكان كمترین اجازه آزادی
فكر وحرف زدن و قضاوت نمودن را به آنان نمی دھم و ھر كه سخن بر خلاف باور و میل من بر زبان آورد اگر
بتوانم اعدامش میكنم ، پس چگونه ممكن است برای آزادی احتمالی مردم ، آزادی نقد خود را قربانی
كنم ؟ و آنگاه كه از زندان بیرون آمدم به خون خلایق تشنه ام . آیا اینطور نیست ؟
پس مسئله چیست ؟ آیا جنونی در كار است و یا سوء تفاھمی و یا فریبی و یا مكری و یا ....؟
بھر حال آدمی ھمواره دیگران را مانع آزادی خود می داند كه حكومت ھم یكی از این دیگران است كه
مانع آزادیھای بزرگ فرد است كه این آزادی به قصد سلطه بر دیگران است در مراتب.
و امّا آزادیخواھی در قلمرو بیان دارای دو انگیزه است : برون افكنی اندیشه و سلطه بر اذھان مردم ! برون
افكنی اندیشه بخودی خود نیز ھدف نیست بلكه ھدف ھمان سلطه بر اذھان مردم است وگرنه آدمی با
نوشتن برای خودش ھم می تواند برون افكنی كند .
آدمی به زندان می رود تا شاید از این طریق به مقصود خود برسد.
عشق معرفی خود به دیگران ! این نیز انگیزه بر حق تر دیگری برای آزادیخواھی در عرصه بیان است .
معرفی برای پرستیده شدن و دوست داشته شدن ! آیا برای محبوب بودن راه دیگری ھم وجود دارد ؟
محبوبیت در نزد خدا!

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص87

برچسب‌ها: زندانی سیاسیزنداناعدامآزادی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : چهارشنبه 4 اسفند 1395

فلسفه تکفیر اندیشه





فلسفه تکفیر اندیشه

براستی معلوم نیست که چرا میزان کفر و ایمان از قلمرو علم به وادی تئوریھای فلسفی کشیده شد . اگر
میزان ما قرآن و عترت است که محک کفر و ایمان بشر نه برداشتھای ذھنی وسخنان فلسفی بلکه راه
و روش و عمل زندگیست.
خیلی عجیب است که مستمراً در تاریخ مذاھب شاھدیم که چه بسیار صاحبان قدرت ویا حتی تبھکاران
کوچه و بازار تماماً بر اساس زنا و ربا و خیانت و مال مردم خواری و شرابخواری می زیستند و ھیچ مرجعی
آنان را تکفیر نکرد و فتوای ارتداد نداد ولی چه بسا مؤمنان پاک وصدیقی که در غایت تقوی و فقر می
زیستند ولی بواسطه فلان سخن و یا ادعای فلسفی در کتاب و یا بالای منبری ، تکفیر و مرتد شدند
و خونشان مباح گردید ، مثل عین القضاة ھمدانی و یا شیخ سھروردی ودیگران.
این واقعه شوم و شیطانی در اکثر مذاھب جھان به چشم می خورد و تا کنون ھم ادامه یافته است
و ھیچکس را ھم یارای سئوال نیست که طبق چه قانونی و بر اساس چه میزانی ، بایستی کفر وایمان را
سنجید .
گوئی که اصولاً از چشم صاحبان تاریخی مذاھب ، کفری بزرگتر از اندیشیدن درباره اسرار و آیات و احکام
و باورھای دینی وجود ندارد و جز این کفر ، ما بقی قابل اغماض است و با شلاق و یا جریمه نقدی منتفی
می شود . این فلسفه شوم برای ما مسلمانان که دارای کتابی ھستیم که خداوند از پس ھر آیه ای
دعوت به تفکر می کند ، مطلقاً قابل درک نیست . این فلسفه شوم از جھان یھود و مسیحیت منافق به
اسلام ھم راه یافت و بلافاصله پس از رحلت پیامبر در ھمه ارکان دینی رخنه کرد.
در حالیکه پیامبر اسلام ، تردید سلمان فارسی را درباره وجود خدا ، از نشانه رشد عرفانی او میداند و به
او تبریک می گوید معلوم نیست که تکفیر فکری و فلسفی و نظری از کجا بر دین ما سایه افکنده و آزاد
اندیشترین دین را مبدل به کارخانه تکفیر اندیشه نموده است.
بی تردید بر اساس معرفت قرآنی ، تکفیر اندیشه ، از جمله نشانه ھای کفر و نامسلمانی است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 86

برچسب‌ها: تکفیرسهروردیملاک کفر و ایمان

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : سه شنبه 3 اسفند 1395

حیوان سیاسی

حیوان سیاسی

ارسطو ، انسان را یک حیوان سیاسی نامیده است که از منظر خودش کمال است ھمانطور که خودش در
اواخر عمرش به این به اصطلاح کمال رسید و معلم سر خانۀ شاه مقدونیه شد و حیوان جھان خواری چون
اسکندر را پرورش داد که برای یونانی ساختن جھان بر روی زمین حمام خون به راه انداخت که ھنوز ھم
ادامه دارد زیرا تمدن مدرن غرب یک تمدن تماماً ارسطویی است که دست در دست سامری دارد و
گوسالۀ دیوانه ایی چون اسرائیل را تولید کرده که سودای بلعیدن جھان در سر می پرورد .
برخی بر ما خرده می گیرند که چرا سیاسی نیستیم و به مسائل سیاسی نمی پردازیم و از تجزیه و
تحلیل سیاسی گریزانیم و این را یک سیاست بزدلانه و حتی یک عقب ماندگی فکری تفسیر میکنند و
غافل از اینکه یکی از طاعون ھای فرھنگی جامعۀ ما سیاست زده گی است که یکی از مھمترین علل
مفاسد به شمار می آید . به نظر ما سیاست یکی از سطحی ترین معضلات بشر می باشد که به میزان
دروغ بودن ذاتش کل بشریت را افسون کرده است و ھمه را سیاست مدار و بازیچۀ سیاست ھا نموده
است . به نظر ما سیاست را ھم فقط با چشم غیر سیاسی فھم توان نمود. سیاسی کردن امور به معنای
از سر وانمودن امور است . سیاست ترمینال ھمۀ جھالت ھا ، دروغ ھا و بی مسئولیتی در قبال
سرنوشت خویشتن است . سیاست در بطن مدار بسته خود ھرگز نه قابل فھم است و نه قابل علاج .
انقلاب اسلامی ما در پیروزی خود این حقیقت را به اثبات رسانید و درست به ھمین دلیل مغزھای
سیاست زده ھرگز موفق به درک آن نشدند و به ھذیان افتاده و کل انقلاب را یک توطئه تفسیر نمودند .
انسان ، حیوان سیاسی نیست بلکه حیوانی الھی است و سیاست زده گی او ھمان شیطان زده گی
اوست لذا اگر خود را در جھان اندیشه ھای سیاسی محصور نماید مبدل به علیل ترین و وحشی ترین و
دیوانه ترین حیوانات می شود .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 77

برچسب‌ها: سیاست زدگیاسکندر مقدونیگوساله سامری

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : دوشنبه 2 اسفند 1395

مرضی بنام حکومت زده گی


مرضی بنام حکومت زده گی

پس از غرب زده گی و فن زده گی و مصرف زده گی مرض حكومت زده گی روی نموده و كل بشریت را
بخود مبتلا كرده و بزرگترین مفرّ دین و عقل و وجدان و مسئولیت و اختیار است و لذا از ھمه زده گیھای سابق
مھلكتر است .بدین معنا كه ھر مشكل و عجز و بدبختی و تباھی به گردن حكومتھا می افتد و فرد از ھر
مسئولیتی در قبال سرنوشت خود مبرا می شود . پس این یك مرض بغایت شیطانی است . این مرض از
جمله محصولات پدیده ای بنام دموكراسی می باشد . دموكراسی بعنوان یكی از بزرگترین دروغھای
مدرن كه ریشه در یونان باستان دارد (مثل ھمه امراض دیگر) براستی بایستی مادر ھمه دروغھای مدرن
محسوب شود و لذا منشأ ھمه مفاسد چرا كه دروغ ام الفساد است و دموكراسی را بایستی ام الكذب
كبیر تمدن جدید دانست.
بمیزانی كه مردمان باور می كنند كه براستی سرنوشت خود را بواسطه انتخابات دموكراتیك بدست
حكومتھا سپرده اند لذا تمام بدبختی خود را به گردن حكومتھا می اندازند و نه به گردن انتخاب خود . زیرا
این انتخابات بقدری مقدس جلوه داده می شود كه در درستی آن كمترین تردیدی روا نیست لذا حكومتھا
بعنوان خدایان سرنوشت بشری محسوب می شوند.
امروزه از غایت روشنفكری و پیشرفت است كه حتی گریه و سرماخوردگی بچه ھا ھم به گردن حكومتھا
می افتد ودر غیر این صورت محكوم به ارتجاع می شوی . حتی دعوای زیر لحاف زناشوئی ھم مقصری
جز حكومتھا ندارد . البته خود حكومتھا نیز در القای این جنون ، بسیار دخیل ھستند تا قدرت خود را
خدایگونه سازند . این مرض در كشور ما البته ویژگی خاص خودش را دارد و چه بسا بسیار غامض تر از
سائر نقاط جھان است و فحش دادن به حكومت جزو غریزه ملی ما شده است . یكی از ریشه ھای جدید
این بیماری در اندیشه ھای كاذب انقلابی است واین از جمله آفتھای انقلابی گری ماست كه مردم ھر
نقصی را بحساب حكومت بگذارند وحكومت ھم بحساب ابرقدرتھای دیگر و آنھا ھم بحساب جبر تاریخ
و اقتصاد و علم و تكنولوژی و الی آخر. این فرافكنی عین كفر آشكار است وجز ھلاكت عاقبتی ندارد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم


برچسب‌ها: حکومت دموکراتیکدموکراسیسرماخوردگیمصرف گرایی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 1 اسفند 1395

(چند روایت سیاسی)


(چند روایت سیاسی)

از دموکراتی پرسیدم: چرا ھم رای میدھی و ھم فحش میدھی؟
گفت: رای میدھم تا بتوانم علت بدبختی ھایم را به گردن کسی بیندازم و بجای خودم به او فحش بدھم.

از محمد رضا پھلوی پرسیدم : چه شد که سرنگون شدی؟
گفت : از بس بالا را نگریستم جلوی پاھایم را ندیدم و افتادم.

از آقای راکفلر پرسیدم: ثروت چیست؟
گفت: چیزی است که به واسطه آن می توانی ھمه را عاشق خود سازی.

از کمونیستی پرسیدم: تو که حیات پس از مرگ را دروغ می دانی پس چرا خودت را به کشتن میدھی؟
گفت: درست به ھمین دلیل که گفتی.

از سیاستمدار بازنشسته ای پرسیدم: سیاست چیست ؟
گفت : بدی ای که آنرا لباس خوبی می پوشانند.

از ژنرالی پرسیدم : چرا شرورترین آدمھا را استخدام می کنید؟
گفت: زیرا فقط اشرارند که حریف شر می شوند.

از آقای بن لادن پرسیدم: تو که شریک بوش بودی پس حالا چرا با او می جنگی ؟
گفت: اینھم بخشی از شراکت ماست.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 67

برچسب‌ها: ثروت راکفلرعلت بدبختی هااستخدامشراکت

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : شنبه 30 بهمن 1395

چند معمای جامعه شناختی


چند معمای جامعه شناختی

*چرا ھر چه تبلیغات دینی بیشتر می شود مردم بی دین تر می شوند ؟

*چرا ھر چه جاده ھا اتوبانی و خیابانھا چراغانی و اتومبیلھا مجھزتر می شوند آمار تصادفات و مرگ و میر
حاصل از این امر بیشتر می شود ؟

*چرا ھر چه خدمات بھداشتی و درمانی بیشتر و علم پزشکی کاملتر می شود بیماریھا ھم بیشتر و
لاعلاج تر می شود ؟

*چرا ھر چه مردم مرفه تر می شوند شاکی تر می شوند ؟

*چرا حاصل مھر و عطوفت ، شقاوت و عداوت است ؟

*چرا ھر چه آزادی بیشتر می شود مردم آزادیخواه تر می شوند ؟

*چرا ھر چه مردم سیرتر می شوند بیشتر احساس قحطی می کنند ؟

*چرا ھر چه تحصیلات بالاتر می رود جوانان لاابالیتر و احمق تر می شوند ؟

*چرا ھر چه آمار سواد بالاتر می رود شمارگان انتشار کتاب کمتر می شود ؟

*چرا ھر چه کنترل و نظارت قانون بیشتر می شود نرخ جرم و جنایات بالاتر میرود ؟

*چرا ھر چه خدمات روستایی بیشتر می شود مھاجرت به شھرھا ھم بیشتر می شود ؟

*چرا ھر چه ایمنی و بیمه ھا بیشتر می شوند نا امنی مردم ھم بیشتر می شود ؟

****
پاسخ ما :زیرا آخرالزمان است و ارزشھای دنیوی بی خاصیت شده و بلکه حاصلی معکوس ببار میآورد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 79

برچسب‌ها: معماتبلیغات دینیرفاه اجتماعینرخ جرم و جنایت

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : جمعه 29 بهمن 1395

عشق شناسی

١-ھمه مرثیه ھا برای عشق است . عشقی که حقوقش ادا نشده و لگد مال گردیده است .


٢- ھمه جنایت ھا نیز برای عشق است . عشقی که مورد خیانت واقع شده و

به مبلغی ناچیز فروخته شده است .

٣- دو نوع سرنوشت نیز بیشتر نداریم : سرنوشتی که حاصل وفای به عشق است

و سرنوشتی که حاصل جفای به عشق است .

۴-زندگی آدمی کوره عشق است و آنکه عشق را نمی شناسد زندگی را نمی شناسد

و کیست که عشق را نشناسد . ولی آنانکه آن را لگد مال کرده اند دچار نسیان شده اند

نسبت به عشق و زندگی و خویشتن .


۵- و دو نوع انسان بیشتر نداریم . عاشق و فاسق . آنکه بر عشق می ماند و آنکه

آنرا به معامله می نھد.


۶- و اما به راستی عشق چیست ؟ عاشق کیست و معشوق کیست ؟


----------------------

۵۶ - زن عاشق نیست بلکه عاشق عشق مرد به خود می باشد و بین زن و

مرد حجابی بزرگتر از عشق نیست و زن در دورترین حد از مرد عاشق خود

قرار دارد و درباره اش کاملاً کور و کر می شود تا زمانی که عشق به سر آید و فراق رخ نماید .


--------------------------

١٢ - کل مکرھا و فتنه ھا و کینه ھای عرصه عشق جنسی ھمین است که عاشق

می خواھد نیاز خود را لباس ایثار بپوشاند که خود بی نیاز مطلق و خدایگونه

است و می خواھد معشوق را نجات دھد و خوشبخت نماید .


از کتاب " عشق شناسی " استاد علی اکبر خانجانی


برچسب‌ها: عشق شناسیخیانتخوشبختیمعشوقه

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : پنجشنبه 28 بهمن 1395

« فلسفۀ 11 سپتامبر »

« فلسفۀ 11 سپتامبر »


یازدھم سپتامبر و فاجعۀ برجھای دو قولوی نیویورک مبدل به نقطۀ عطفی در تاریخ تمدن مدرن جھان

گردید . حق این واقعه آنقدر واضح است که ھمه تئوریھای توطئه را بی خاصیت و مھمل ساخته است.

اینکه چنین فاجعه ای کار بن لادن بوده یا توطئۀ صھیونیزم و یا مفرّ امپریالیزم ، چندان تفاوتی ندارد.

نتیجه نھائی این واقعه دو امر مسلم است: ظھور روزبروز اشدّ توحّش و جھانخواری و خونخواری ماھیّت

تمدن غرب و ابطال ھمه شعارھا و مقدسات ریائی این تمدن و ظھور اشدّ دیکتاتوری و خفقان از بطن

جوامع غربی و بروز اشدّ کینه و نفرت این تمدن نسبت به ارزشھای اخلاقی و دینی و عقلی و الھی

و قطبی شدن جوامع بشری در قبال این تمدن به دو کانون کفر و ایمان .

بھرحال این واقعه به اراده و دست ھر فرد یا گروھی که به فعل در آمده نھایتاً امری برحق است و افراد و

جوامع بشری را جبراً بسوی انتخابی واضح و صادقانه سوق می دھد تا یا رومی روم باشند و یا زنگی

زنگ. این انتخاب مستمراً اجتناب ناپذیرتر می آید و جای ھیچ تردید و تذبذب و نفاقی باقی نمی گذارد. این

دو برجی که فرو ریخت ھمچون فرو پاشی دو بت لات ومنات بود. آنچه که فرو ریخت عظمت و قداست و

قدرت مطلقه علم و تکنولوژی بود که بت اعظم این تمدن جھانی می باشد و آمریکائی را که تا قبل از این

واقعه بھشت کافران جھان بود مبدل به جھنم نمود و بلکه ھمه جای زمین را برای جھانخواران نا امن نمود

و کشور آمریکا را مبدل به یک جامعه تماماً اطلاعاتی –امنیتی – نظامی – جاسوسی ساخت و حداقل

آزادی فردی را ناممکن نمود . قداست علم و آزادی باطل شد. ١١ سپتامبر سر آغاز افول تمدن غرب است

یعنی آغاز آخرالزمان این تمدن .


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 74


برچسب‌ها: 11 سپتامبرتمدن غربآزادیآمریکا

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : چهارشنبه 27 بهمن 1395

فلسفه قتل عام مغول در نیشابور


فلسفه قتل عام مغول در نیشابور

در میان ھمه تھاجمات و قتل عامھای تاریخی ، قتل عام مغولان در جھان و خاصه در ایران و مخصوصاً در
شھر نیشابور در صدر عبرتھا و حیرتھای تاریخی قرار دارد و ھر اھل معرفتی را به تفکّر وا می دارد.
قتل عام مردم نیشابور یک قتل عام کامل بمعنای واقعی کلمه بوده است تا آن حد که نه عالم باقی می
ماند و نه عامی، نه زن و نه مرد و نه کودک و نه پیر و نه مرغ و سگ و گربه حتی. و آنگاه خانه ھا ویران
شد و شھر را آب بستند وشخم زدند وگندم کاشتند. و اما نیشابور تا قبل از این قتل عام در واقع پایتخت
علمی – فرھنگی ایران بود. که اوج شکوفائی خود را در عصر خواجه نظام الملک و سلطنت سلجوقیان
می گذرانید و خواجه نظام الملک رسالتی بزرگتر از قتل عام شیعیان نداشت. تاریخ ھر قومی یک فلسفه
بشری دارد و یک حکمت الھی. فلسفه بشری تاریخ نیشابور بیانگر شقی ترین ظلمی است که بر قومی
روا شده است ولی حکمت الھی این واقعه طبعاً نمی تواند دال بر چنین ستمی ھولناک باشد زیرا در ھر
امری حقی الھی نھفته است و اما آن حق الھی درباره قتل عام نیشابور چیست؟
نیشابور در آن دوران با شکوه ترین شھر ایران بود دارای دھھا دانشگاه و مسجد وکاخ و کتابخانه . ولی
شاھد قتل عام شیعیان بدست حاکمان نیشابور و به ھمراھی مردم آن بود. دھھا ھزار زن و مرد و کودک
شیعه و اسماعیلیه تحت عنوان ملحد و مرتد در میادین شھر به سلاخی کشیده شدند و اموال آنان نیز
سوزانده شد . و این قتل عام مسلمان بدست مسلمان و ایرانی بدست ایرانی بود. که بناگاه خداوند یک
قوم بدوی و خونخوار را برای انتقامجوئی فرستاد.
آنچه که در نظر خداوند اھمیت دارد کاخ و مدرسه و مسجد نیست بلکه عدالت و حق پرستی است.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 61

برچسب‌ها: قتل عامنیشابورسلجوقیانمرتد

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : سه شنبه 26 بهمن 1395