ثبت لینک شما
بستن تبلیغات [X]
بی همتا

بی همتا

منو اصلی

ورود

درباره وبلاگ

    کتاب ها،مقالات و سخنرانی های استاد علی اکبر خانجانی در باره همه موضوعات مربوط به انسان

مطالب تصادفی

محبوب ترین مطالب

موضوعات

دوستان

آمار وبسایت

  • بازدید امروز : 6
  • بازدید دیروز : 15
  • بازدید این هفته : 21
  • بازدید این ماه : 805
  • بازدید امسال : 5227
  • بازدید کل : 6215
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد کل مطالب : 303
  • تعداد نظرات : 0
  • ما را با rss دنبال كنید !!!


امر بمعروف و نهی از منکر در جهنّم


امر بمعروف و نهی از منکر در جهنّم

عصر آخرالزمان عصر آشکاری جھّنم است آنگونه که قرآن ھم می فرماید« دوزخ آشکار شد» بنابراین در

عرصه تبھکاریھا و عذابھا و دردھای بی درمان که جملگی عوارض دوزخ زمینی بشرند امر بمعروف و نھی

از منکر و ھمچنین درمان امراض و رفع گرفتاریھا از مردمان کاری بیھوده و ھدردادن نیروست و موجب

عداوت شدیدتر با دین است ھمانطور که شاھدیم .

ھر عذابی را که برداریم عذابی مھلکتر پدید می آید و تلاش برای رفع ھر بدبختی منجر به بدبختی لاعلاجتر

می شود . و این واقعیت است . زیرا عذابھای الھی مطلقاً قابل شفاعت نیستند و باید دورانشان سپری

شود ھمانگونه که قرآن می فرماید . تنھا کاری که می توان کرد معرفت بخشیدن دربارۀ حق و علل این

عذابھاست تا ھر چه سریعتر ایمان آورند و به توبه برسند و آنگاه که عذاب رفع شود دوباره به گناھی

ھولناکتر روی نکنند . بنابراین امر بمعروف و نھی از منکر فقط بمعنای خود آگاھی و معرفت دربارۀ حق

عذاب ، می تواند ثمر بخش و ناجی باشد نه امر بمعروف و نھی از منکر کلامی و اخلاقی وشرعی محض

. این نوع امر و نھی به مثابه نمک به زخم پاشیدن است و اثری معکوس ببار می آورد که آورده است .

امروزه بایستی عذاب شناسی و دوزخ شناسی را ترویج نمود که عین خود شناسی بدبختی ھاست .

خداوند نیز می فرماید که این گونه مردمان را سرزنش مکنید زیرا خودشان مشغول سرزنش خویش

ھستند . بایستی با آنان مھربان بود و معرفت نفس بخشید و معنای عذاب را روشن کرد و این بدبختیھا

را به گردن شرایط و حکومت و اقتصاد و حوادث نگذاشت بلکه معلول راه و روش خطا و گناھکارانه

معرفی نمود . متأسفانه در مملکت دینی ما از این نوع نگرش و معرفت خبری نیست و نگرش ما به

مشکلات تماماً مادی و فنّی ا ست .


از کتاب " دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 144


برچسب‌ها: امر به معروفو نهی از منکرآخرالزمانعذاب الهیجهنم

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : سه شنبه 3 مرداد 1396

طرح یک پارادوکس شیعی

طرح یک پارادوکس شیعی

امامان شیعه برای شیعیان اسوه ھای سعادت و رستگاری در دو جھانند و اصلاً معنای امامت جز این

نیست یعنی پیشوایان و نمونه ھای سعادت و سلامت و ھدایت. پس اگر چنین است چرا شیعیان به یاد

امامان خود گریه و زاری سر می دھند و چه بسا بر سر و سینه خود می کوبند؟ بخصوص آنھائی را که

بیشتر دوست می دارند و دعوی ارادت می کنند. آیا یاد امامان باعث احساس بدبختی می شود؟ آیا

براستی ما امامان را اسوه ھای خوشبختی می دانیم؟ آیا آنھا خوشبخت ترین انسانھای روی زمین بوده

اند؟ در قرآن کریم در شأن مخلصین می خوانیم که آنھا در دو دنیا در جنات نعیم پروردگارند و دمادم از

دست او شراب می نوشند. اینان ھمان امامانند.

برخی این واکنش ضجه و زاری شیعیان در قبال یاد امامان را دال بر احساس حقارت و بدبختی خودشان

در قبال سعادت و رستگاری امامان می دانند. که اگر چنین باشد البته حق است و باید ھم چنین باشد.

ولی آیا براستی عموماً چنین است؟ اگر چنین باشد یک شیعه ھرگز از بابت فقر خود احساس زجر

و حقارت نمی کند و بلکه احساس فخر می کند. در قبال تنھائی و بیکسی خود احساس بدبختی و نابودی

نمی کند و بلکه احساس وجود و عظمت و بی نیازی می کند و .... آیا براستی مسئله چیست و حقیقت

کدام است؟


از کتاب " دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 203


برچسب‌ها: رهبریعزاداریسینه زنیبدبختی مسلمانانبهشت

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : دوشنبه 2 مرداد 1396

اعتقاد و تمدن

اعتقاد و تمدن

اعتقاد از« عقد » به معناي عھد و پیوند و وفا به چیزي است . و اين اساس ھمه ارزشھاي انساني است

و اصلاً مھم نیست كه موضوع اعتقاد چه امري باشد . به ھمین دلیل مثلاً يك كمونیست يا نیھیلیست متعھد

در عمل و خلق و خويش مسلمان تر از يك مسلمان (موروثي) غیر متعھد است .

بزرگترين وزيباترين ارزشاخلاقي ھر كسي در جامعه ھمان « وفا »است و شايد وفا اساس ھمه ارزشھاي

اجتماعي ديگر باشد . و امّا وفاي بیروني برخاسته از يك وفاي دروني انسان به چیزي در خودش و با

خودش مي باشد . و اين ھمان عنصر اعتقاد است كه جھاني ترين ارزش بشر است و فراسوي اعتقادات

قرار دارد و در عین حال حق ھر نوع اعتقادي را ھم ادا ميكند.

بدون ترديد موضوع مورد اعتقاد ھر چه كه پايدارتر باشد آن اعتقاد ھم ريشه اي تر و لذا صفات برخاسته از

معتقدش ھم انساني تر و با وفاتر است . بايد بدانیم كه وفا در قلمرو روابط اجتماعي ھمان اصل و اساس

مدنیت به معناي گردھمائي بشر است . پس اين يك اصل صرفاً اعتقادي خاص نیست و يك اعتقاد جھاني

و مدني است . موضوع مورد اعتقاد ھر چه كه غیر دنیوي تر و معنوي تر باشد معتقدش ھم با وفاتر و لذا

متمدن تر و قابل اعتمادتر است . بنابر اين اعتقاد به رفاه يا علم و تكنولوژي نمي تواند عھد و وفائي پايدار

پديد آورد زيرا ھر روزه صورت و مفھوم رفاه و قوانین علمي و فني در حال تغییر و ابطال است . بنابراين

اعتقاد علمي يا فلسفي ھرگزمولّد عقد وعھد و وفا نمي تواند بود . و كلاً اعتقاد به امور ذھني كه ھمواره

دستخوش تئوريھا و علوم و فنون گذرا و باطل شونده است قادر به معتقد ساختن يعني متمدن نمودن

و انسان نمودن نیست . يا اعتقاد به آزادي نمي تواند اصولاً اعتقاد باشد زيرا آنچه كه امروز آزادي فھم مي

شود فردا اسارت است . اعتقاد به چیزي كه ھر چه بیشتر از دسترس تغییر و تبديل و كون و فساد خارج

باشد پايدارتر است . حتّي اعتقاد به عشق ھم نمي تواند معتبر باشد زيرا ھر لحظه به نفرت ميكشد .

فقط اعتقاد آنھم باور قلبي به خداست كه مولّد عھد و وفائي جاويد است و مولّد رابطه و تمدني انساني .

باور به ھستي كسي كه نیست مولد جاودانگي است .


از کتاب " دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 70



برچسب‌ها: اعتقادتمدنعهدکمونیستاعتماد

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 1 مرداد 1396

تفاوت گناه و عذاب


تفاوت گناه و عذاب

در فرھنگ عامه و گاه حتی باور علما بسیاری از آن اعمالی که عذاب محسوب می شوند گناه پنداشته

شده اند. و این دالّ بر یک جھل و سوءتفاھم عظیم در معرفت دینی است که یکی از علل آن اینست که

اصلاً در حیات دنیا عذاب و اجری قائل نیستند و محاسبه و جزا را فقط مختص پس از مرگ و پس از قیامت

می دانند.

بطورکلی باید گفت که ھر آنچه که از انسان جاری می شود و یا بر او واقع می گردد یا نیک است یا بد و یا

عبث. یعنی یا اجر است یا جزاست و یا بیھوده است . اینھا جملگی معلول و محصول باطن ھر فردی است

یعنی مخلوق امیال و باورھا و عواطف و حالات درونی اوست. یعنی از کوزه ھمان برون تراود که در اوست

.

فاعل و عامل از صفات خداست و این بدان معناست که ھمه اعمال بشری از خداست و بشر در آن شریک

نیست ولی افکار و آرزوھا و برنامه ھائی که در سر دارد از خود انسان است و در قبالش مسئول می

باشد. یعنی بشر مسئول باطن خویش است و آنچه که در برون رخ می دھد نتیجه طبیعی این باطن

است. ھمانطور که در حدیث قدسی خداوند می فرماید : باطن خود را زیبا سازید تا خداوند ظواھرشما را

زیبا کند.

بدین ترنیب باید گفت اعمالی ھمچون دزدی ، زنا ، جنایت و ھمچنین سخاوت ، تقوی و ظلم ستیزی

جملگی به مثابه اجر و عذاب ھستند. ھمانطور که خداوند می فرماید که اعمال نیکو را از اعضاء و جوارح

مؤمنان جاری می کند و اعمال زشت را ھم از کافران به فعل می آورد . در قرآن کریم بارھا این آیه تکرار

شده:« اجر شما ھمان اعمال شماست و لا غیر. »

بدون شک اجرھا و عذابھای بشری در این دنیا به مثابه مشت نمونه خروار است که در قرآن ھم آمده

است که : ھر که در این دنیا مشمول رحمت خداست در آخرت رحمت بزرگتری می یابد و ھر که در این

دنیا در عذاب است در آخرت معذبتر است الا اینکه توبه نمایند.

می دانیم که بسیاری از اعمال پلید بشر در حالات بیخودی و بی اراده گی و جنون آمیز به فعل میآید و لذا

ھمه جنایتکاران خود را بی گناه و بی تقصیر می پندارند. این بدان معناست که این اعمال به مثابه عذاب

امیال و افکار زشت و ناحق آنھاست که آنھا را رسوا می سازد .

به لحاظی دگر از ھمین دیدگاه بسیاری از اعمال زشت بشر به مثابه گناه ثانویه نیز میباشند درصورتیکه

از آنان عبرت نگیرد و توبه نکند . توبه اصلی و واقعی ھمانا توبه از باورھا و افکار و امیال و آرزوھا نادرست

است. تا این ذھنیت تاحق در انسان حضور دارد اعمال ناحق ھم اجتناب ناپذیر است .

اعمال آدمی ، مخلوق ھستند ھرگز نمی توان اعمال زشت را ترک نمود حداکثر می توان صورت آنھا را

تغییر داد. باطن باید تغییر کندکه آتھم مستلزم خود شناسی است. و لذا کسی که اھل خود شناسی

نیست توبه ھایش یا ریایی است و یا ناکام. وقتی اعمال نادرستی از ما تولید می شود و بایستی در

ماھیت نگرش و تفکر و باورھای خود تردید نمود و انھا را دگرگون ساخت.

وقتی خداوند آدمی را مسئول خود می داند یعنی مسئول جھان باطن خویشتن است و نه آنچه که بر

سرش می آید . سرنوشت ھر کسی معلول طرز نگاه و فکر و قضاوت و باورھای اوست. تغییر سرنوشت

منوط به تغییر در ذات اندیشه است.

از مھمترین رسالت این نشریه نیز یاری دادن به خود شناسی در جھت توبه باطنی می باشد که موجب

پیشگیری عذابھاست و نیز درمان بدبختیھا. اینست عرفان درمانی !


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 85


برچسب‌ها: عذاب جهنمگناهزندگی پس از مرگقیامتزنا

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : شنبه 31 تير 1396

شناخت خود در دیگران « فلسفه شفاعت »


شناخت خود در دیگران

« فلسفه شفاعت »

حضرت علی(ع) می فرماید:«ای مؤمنان ھر گاه عیبی در کار جھان و جھانیان دیدید توبه کنید که از غفلت

شماست .خودتان را از آن عیب پاک کنید تا دیگران ھم پاک شوند.»

این کلام حضرت علی(ع) ھم از منظر علم اخلاق و معرفت نفس،روانشناسی تربیتی و حتی فلسفه وجود ،

حکمتی بکر و حیرت آور است و در یک کلام بیانگر مطلق مکتب« اصالت انسان » به معنای واقعی

کلمه است که اومانیزم غرب را رسوا می سازد .

بدین ترتیب حضرت علی(ع) کل جھان و اھلش را آئینه خودشناسی و تزکیه نفس و رستگاری و کمال

معنوی می داند به شرط اینکه بقول معروف : آئینه بنمود چو نقش تو راست - خودشکن آئینه شکستن

خطاست .

در واقع حضرت علی(ع) کل جھان و مردمان را به مثابه پیر طریقت و امام ھدایت می داند . ونیز تنھا راه

نجات مردمان . چرا که طبق کلام مذکور خودشناسی در دیگران و پاک کردن خود از عیبی که در دیگران

می بینی موجب پاک شدن دیگران نیز می شود . این ھمان رسالت انبیاء و اولیاء و عرفا در تاریخ بوده که

معلمان و مربیان و استادان رشد و تربیت بشریت ھستند . و بشریت ھر چه که از تمدن و فرھنگ و معنویت

دارد از عمل این بزرگان دارد که بسیار اساسی تر از آثار کلامی آنان است . این امر بیان دیگری ازشفاعت

است .

در واقع انسان اھل معرفت نفس، گناھان ھمه مردمان را به گردن می گیرد و در خود پاک می کند و

بدینگونه مردمان شفاعت می شوند و بشریت امکان استمرار بقا در جھان را می یابد . و اینست معنای

این سخن که : اگر اولیای خدا لحظه ای بر روی زمین نباشند عمر و مھلت بشر در جھان به پایان میرسد .


از کتاب " دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 84


برچسب‌ها: شفاعتتوبهعلم اخلاقاصالت انسان

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : جمعه 30 تير 1396

حس هستی

حس هستی

برای آدمی تنھا چیزی که احساس حیات و حسِّ ھستی پدید می آورد محبوبیّت است . ھمه کسانی که

روی به خودکشی ھا و مخدرات می کنند این حس را از دست داده و دیگر در دل کسی محبوب نیستند .

آنچه که ھویّت فردی نامیده می شود برخاسته از محبوبیّت است . کسی که لایق محبوب یک نفر نیست

چیزی نیست و بودن را در خود در نمی یابد و احساس نابودی و ھیچی می کند . این وضعیت در زنان

بصورت ھرزه گیھا و در مردان بصورت بزھکاریھا خودنمائی می کند . بنابراین ھر آنچه که تحت عنوان بی

ھویتی و تبھکاری و مفاسد اخلاقی و ھرج و مرج در جامعه ای خودنمائی می کند حاصل فقدان محبت

است .

« من ھستم چون محبوب ھستم »:این تنھا تعریف از ھستی انسان و لایق انسان است که حقیقت

ھستی انسانی را بیان می کند . آنکه محبوب دلی نیست اصلاً نیست و برای جلب محبوبیت لااقل در نزد

یک نفر دست بھر کاری می زند حتّی روسپی گری و یا جنایت .

آنکه محبوب است ھست و آنکه ھست نیازی به اثبات خویشتن ندارد . زیرا ھمه تلاشھای مذبوحانه

بشری در جھت اثبات ھستی خویش است .

ھمه دروغھا ، فریب ھا ، جنونھا ، جنایت ھا ، اعتیاد ھا و مفاسد اخلاقی و اقتصادی و سیاسی معلول

فقدان محبت است .

ھمه ما نیازمند کسی ھستیم که ما را برای خودمان دوست بدارد در ھر وضعیتی .

کسی ھم ھست که از ارادۀ به محبوبیت بی نیاز باشد و خود مظھر دوست داشتن و عشق ورزیدن به

دیگران باشد ؟ حتی خداوند ھم مخلوقاتش را آفریده تا او را دوست بدارند و بپرستند و در غیر اینصورت

عذابشان می کند . آنکه ما را برای خودمان دوست بدارد و توقع محبت ھم نداشته باشد امام است .


از کتاب "دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 189


برچسب‌ها: حس خوبهستیمحبوبیتخودکشیاعتیادخوشبختی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : پنجشنبه 29 تير 1396

عشق حقیقی و مجازي


عشق حقیقی و مجازي

در حدیث معروفی از رسول اکرم (ص) آمده که عشق ھای مجازی نردبان عشق حقیقی ھستند . در بارۀ وقایع

مجازی و حقیقی سخن فراوان است . اخیراً آقای جوادی آملی در این باب سخن عجیبی از طریق تلویزیون ایراد

نمودند که عشق حقیقی را فقط عشق به پروردگار نامیدند و عشق ھای مجازی را ھم عشق به انبیاء و اولیاء

و امامان او خواندند . و این بعنوان یک تفسیر شیعی جای بس تأمل است . چرا که عشق ھای مجازی عشق

ھای خیالی و آرمانی ھستند یعنی ذھنی می باشند . و در قرآن کریم می خوانیم که پرستش خدای خیالی شرک و

ظلم عظیم و پرستش ھوای نفس است و بلکه عشق و اطاعت از رسولان و مخلصین ھمان راه ھدایت و حق

است . بنابر این وجود مردان خدا تجلّی عشق حقیقی بر روی زمین است و به مثابۀ کمال عشق می باشد . ولی

عشق ھای مجازی مثل عشق به معنای تخیلی و بھشت ھای آرمانی و عشق ھا ی جنسی جملگی مجازی می

باشند که آدمی بواسطه صدق و معرفت می تواند از این عشق ھای دنیوی به عنوان نردبانی بسوی عشق

حقیقی که امام است بالا رود و امام خود را درک نماید زیرا وجود امام آئینه ذات باریتعالی می باشد .

« ای مؤمنان ، خداوند از شما سئوال می کند و آن اینکه آیا تبعیّت از خود خدا حقّ تر است یا تبعیّت از کسی

که خدا او را ھدایت کرده است ( امام)». قرآن در ادامه این آیه بلافاصله می فرماید که:« آنان که خدای

خیال خود را می خوانند ، پیرو ھوای نفس ھستند و این شرک و گناه عظیم است.»در واقع پاسخ آن سئوال

داده شده است . بنابراین عشق حقیقی ھمانا عشق به وجود یک امام زنده و پیر و مراد عرفانی است و نه

عشق و اطاعت از خدای ظن . جز عشق به یک امام زنده و اطاعت از او مابقی عشق ھای مجازی تلقی می

شوند که اگر حقوقشان ادا شود بسوی امام ھدایت می شوند . چنان تفاسیری که ذکرش رفت از معرفت امامیه

بعید است.


از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 186


برچسب‌ها: عشق مجازیعشق حقیقیعشق جنسیعشق به خدا

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : چهارشنبه 28 تير 1396

اسلام بازاري ( یک آسیب شناسی دینی)

اسلام بازاري
( یک آسیب شناسی دینی)

دینی که به عنوان ابزاری در خدمت توجیه و تقدیس استثمار و ریا و مفاسد اقتصادی باشد ھمان مذھب
ابلیس است که در قوم یھود مولّد مذھب سامری شد و به صھیونیزم رسید. و در مسیحیت مولدّ پلیدترین
نظام ممکن در تاریخ شد که معروف به امپراطوری کلیسای قرون وسطی می باشد که عملاً حاکمیت
شاھان و اشراف و فئودال ھا بود که بواسطه پاپ تقدیس می شد. و اما در جھان اسلام درھمان عصر
حضور امامان این مذھب ابلیسی در دستگاه اموی و عباسی شگل گرفت که سلطنتی به اصطلاح
شرعی بود. در تاریخ ایران نیز شاھد این حکومتھای شریعت پناه و آدمخوار ھمچون غزنویان و سلاجقه و
صفویان بوده ایم. و امروزه نیز چنین اسلامی بطرزی بغایت پیچیده بر نظام بازار ملی ما حکومت دارد و بعد
از انقلاب نیز پیچیده تر و مافیائی تر شده است تا آنجا که دولتھای مردمی مثل دولت احمدی نژاد موفق به
اجرای ھیچ اصلاح بنیادین در نظام اقتصادی نمی شوند زیرا اساس اقتصاد ما ربائی با کلاه شرعی است.
در تاریخ سده اخیر ایران نیز شاھد بوده ایم که ھر کسی ھم که خواسته ماھیت این اسلام بازاری را که
ادامه تاریخی اسلام اموی و عباسی می باشد بر ملا سازد و یا برعلیه آن اقدامی نماید بلافاصله از جانب
برخی علمای دینی و مراجع مورد تکفیر و ارتداد قرار می گیرد. مثل ارتداد میرزا کوچک خان جنگلی از
جانب روحانیون عصر خودش که منجر به سقوط نھضت او شد. مثل ارتداد و تکفیر مدرس و امام خمینی در
عصر خودشان و مثل ارتداد دکتر شریعتی از جانب برخی مراجعی که حافظ منافع نامشروع بازار بودند و
بعد از انقلاب ماھیت آنھا رسوا شد. مراجعی که به واسطه وصول خمس و زکاة به حلال سازی ربا می
پرداخته اند. اسلام بازاری به لحاظ ایدئولوژیکی ھمان اسلامی است که کسانی چون عبدالرحمن عوف
نزول خوار معروف و خلیفه سوم بنایش نھادند و زراندوزی را حلال نمودند و ربا خواری و احتکار را مباح
ساختند. این ھمان اسلامی بود که در مقابل علی (ع) ایستاد و حکومتش را تحریم و مرتد نمود. اسلام
بازاری کارخانه تاریخی تولید انواع کلاه شرعی برای محرمات و حرام خواری و ھمچون زالوئی بر کالبد
اسلام علوی بوده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 104

برچسب‌ها: دین ابزاریصهیونیزماقتصاد ربائیکلاه شرعیتکفیر

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : سه شنبه 27 تير 1396

آخرین سئوال (نجات آخرالزمان)

آخرین سئوال

(نجات آخرالزمان)

حرف آخر اینست که کل بشریت با سرعتی فزاینده د رحال سقوط آزاد در دوزخ تکنولوژی و آزادی و جنون

و جنایت است و ھیچ قدرتی قادر نیست این حرکت را در جوامع متوقف نماید تا ظھور ناجی موعود که

سرآغاز رستاخیز است. و تا قبل از آن ھیچ راه نجات اجتماعی وجود ندارد .

ولی آیا تا قبل از آن که معلوم نیست که در مجال عمر فردی ما باشد ، چه می توان کرد؟ آیا ھیچ راه

نجات فردی وجود دارد؟ این سئوال اھل ایمان و معرفت است که درباره ماھیت انسان و جوامع آخر

الزمان به باور و یقین رسیده است و تباھی جوامع بشری را حتمی می داند.

یکی از عللی که نجات جمعی را ناممکن می سازد اینست که درآخر الزمان اصولاً جمعی وجود ندارد الا

تراکم انبوه تنھایان. و گرنه با نجات ھر فردی کل آدمھای روابط اجتماعی او نیز در مراتب نجات قرار می

گرفتند. ھمین مسئله نیز خود نجات فردی راسخت تر می کند زیرا آدمی طبعاً اجتماعی و عاطفی است و

نجات را برای خودش نه به تنھائی می خواھد و نه می تواند زیرا شھامتش را ندارد. اینست که نجاتھای

فردی در ھر عصر و اجتماعی مولد انسانھائی است که قھرمان ملی نامیده می شوند و یا قدیس. ھر که

بخواھد خودش را به تنھائی نجات دھد ھر چند که قادر نیست که دیگران و حتی عزیزانش را ھم با خود

برھاند ولی شرایط و اوضاع جامعه خود را دگرگون می سازد و انقلابی را موجب می گردد که به مثابه

یک نجات مقطعی یا توقفی در سقوط است . زندگی ھمه بزرگان معرفت از این نوع است و ھمه

انقلابات محصول زندگی این تنھایان نجات یافته است. نجات آخرالزمان نجاتی فردی است این مسئله در

قرآن نیز بارھا متذکر شده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 46


برچسب‌ها: آخرالزمانراه نجاتجنایتناجی موعود

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : دوشنبه 26 تير 1396

فلسفه احساس گناه


فلسفه احساس گناه

احساس گناه ، احساس زشتی در قبال زیبایی است احساس بدی در حضور خوبی ، احساس مرگ در برابر زندگی

و احساس نابودی در قبال ھستی است . پس احساس گناه برخاسته از اراده به زیبا شدن ، خوب بودن ، پاک و

زنده و جاودانه بودن است . پس احساس گناه عامل رشد و تکامل است و منشأ تعالی انسان می باشد . انکه این

احساس را ندارد نیست و نمی داند که نیست به ھمین دلیل احساس گناه در وجود پاکان و اولیای خدا به

شدیدترین وجھی خود نمایی می کند . احساس گناه ھمان منشأ ففری خود- آگاھی در انسان است و ھمان معنای

بصیرت و بستر معرفت نفس است . و کسی که این احساس را ندارد ھنوز در عرصه حیات انسانی وارد نشده

است . احساس گناه ھمانا حضور در مقابل خداست که مظھر نیکی و قدرت و پاکی و حیات و ھستی است . آنکه

بیشتر خدا را در ذاتش احساس و درک می کند شدیدتر احساس خطا و گناه می کند و شدیدتر در عطش کمال و

جاودانگی است و ھمین عطش عرصه انسان شدن و ھستی یافتن است تا انگاه که خودیّت حقیر و عدمی انسان

به ذات خداوند ملحق می گردد و اینجاست که احساس خطا و گناه بر می خیزد و دوئیت از میان می رود و انسان

جانشین خدا می گردد .

انکه خود را خوب و برحق و منزه از ھر خطا و گناه می بیند اصلاً نمی بیند . پس انکه احساس خطا و جھل و

تباھی را در خود مخفی می دارد در واقع مشغول نابود سازی روح خویشتن و کور کردن چشم حق در ذات

خویشتن است و این است که کفر به معنای نداشتن احساس گناه عین جاھلیت عرصه جانوری بشر است . این

است که خداوند در قران می فرماید که کافران در ھر انچه که میکند کمترین تردیدی ندارند . احساس گناه نشانه

به خود - آیی و دال بر حضور روح و نقطه وجود در انسان است و انسان از این منظر است که عدمیّت خود را

می بیند و طالب وجود می شود و این است که علی (ع) می فرماید:« آنکه خود را نشناخت نابود است.» زیرا

آنکه خود را می بیند و درک می کند جز احساس نقص و خطا ندارد و ھمین احساس منشأ خلقت انسانی بشر

است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 119


برچسب‌ها: احساس گناهپاک بودنعذاب وجدانخودشناسی

نویسنده : رضا | تاریخ ارسال : يکشنبه 25 تير 1396